درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥ - حديث ثالث
شرح جمله قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سه لفظ است كلمه اولى هو اشاره باينكه حقيقت وجود بالذات موجود بنفسه واجب الوجود است كه متعين بالذات نه بتعين زائد بر ذات كبريائى است و لازم آن آنست كه هر موجود مقرون بماهيت معلول و محتاج و آفريده شده است و نفس ذات كبريائى حقيقت وجود و وجوب و تعين بالذات است.
و مفاد ضمير هو حق و ثابت حقيقى است و اشاره بالذات بساحت كبريائى او شده است و جز او موجود بالذات نخواهد بود و نيز اشاره بذات غير او نخواهد بود و نظر باينكه ضمير اشاره بموجود بالذات است و موجودات و مخلوقات نيز موجود ٤ هستند لا محاله كثرتى صورت گرفته است و ضمير مقرون بلفظ جلاله شده بيان آنست كه موجود بالذات و قابل اشاره و متعين بالذات همانا اللَّه كه موجود و شايسته معبوديت و مورد حاجت همه موجودات است و (احدى الذات) بوده زيرا چنانچه تركيب در كبريائى او راه ميداشت ممكن و محتاج بغير خود بود.
و لفظ (جلاله اللَّه) دلالت بر احديت دارد بدون اينكه مقرون بكلمه احد شود از نظر اينكه معبود حقيقى است و ذكر احد نيز تأكيد در باره احديت ذات كبريائى است و حصر واجب الوجود و بيان احديت ذات كبريائى است و هر موجودى كه انيت و حقيقت او وجود نباشد (هو هو) حقيقى و بالذات نخواهد بود يعنى هويت