درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٨ - حديث الثانى
شرح
قوله (ع): سئل امير المؤمنين عليه السلام: بم عرفت ربك قال بما عرفنى نفسه قيل و كيف عرفك نفسه
: راوى گفت از امير مؤمنان عليه السلام الدائم سؤال شد كه بچه وسيله و چگونه خدا و آفريدگار خود را شناختهاى.
پاسخ فرمود بهمان طريقى كه ساحت كبريائى خود را براى من معرفى فرموده است نه توسط معلّم بشرى و يا روايت.
سؤال شد بچه كيفيت و چگونه آفريدگار ساحت خود را به تو معرفى فرموده است پاسخ فرمود باينكه هيچ صورت و موجودى باو شباهت ندارد و نيز هرگز در حيطه حسّ بشرى در نخواهد آمد و قابل قياس نيز بموجودى نخواهد بود و بشر نميتواند ساحت ذات و يا صفات كبريائى او را قياس بموجودى و يا به چيزى بنمايد بديهى است قيد قياس مردم بمنظور آنست كه از جمله طريق معلومات بشر قياس است كه اختصاص به بشر و از معلومى منتقل بمعلوم ديگر گردد هم چنان كه فرشتگان مقرّب از نظر احاطه شهودى محتاج بقياس و تشبيه نيستند و نياز به نيروى تفكر و انديشه ندارند از نظر شهود آنان و اختصاص به بشر دارد از نظر اينكه منزلت آنان عقل محض خالص و نيرو و هم انديشه است ولى فرشتگان از نظر شهود ذاتى