درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٨
و آماده باشد و از شئون صفت ربوبيت آنست كه هر كه بخواهد از نور معارف و صفاى تعليمات اسلامى استضائه نمايد براى او ميسر باشد (بحيث يكون هدى للناس ان اهتدوا و اما عدم اهتدائهم بنور فليس من جهته) خلاصه از لحاظ كمال دين قصورى نداشته باشد و تماميت آن به تعيين وصى و امام است گرچه مردم از او استضائه و استفاده ننمايند.
خلاصه عدم استفاده و عدم استضائه عموم مردم از نور رسالت و وصايت از نظر تقصير و عدم توجه مردم است نه از نظر نقص در دين و قصور آن.
بعبارت ديگر وجود رسول و وصى و امام ركن نظام خلقت بشرى است از نظر صلاحيت و كمال دين و نظام رهبرى براى سوق بشر بسوى كمال نه از نظر استضائه مردم است زيرا استفاده آنان بطور تبع و مترتب بر كمال دين است.
و اعزام رسول و وصى بمنظور تعليم و هدايت بشر نخواهد بود زيرا رسالت و امر وصايت وصى شريفتر از هدايت مردم است.
و امر دانى و احسن هرگز غرض از امر شريف و عالى نخواهد شد بدين جهت غرض از رسالت و تعيين وصى كمال دين و نظام مكتب عالى قرآن و تأسيس است آنست.
بر حسب آيه إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى غفران و رضوان ساحت كبريائى را زايد است وابسته بچهار شرط نموده است.
١- توبه بمنزله صفا و نورانيت روان از قذارت خودخواهى است و نيز از قذارت خاطرات نفسانى و گناهان.
٢- ايمان باصول توحيد و برسالت عامه و خاصه و اعتقاد بمعاد.
٣- اعمال صالحه و قيام باداء وظايف الهى مانند فرائض پنجگانه و صوم و زكاة و اداء حقوق واجبه و حج.
٤- اهتداء قبول هدايت و پيروى از مكتب اوصياء و آيه إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ نيز ناظر باين حقيقت است و آيه إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ بيان آنست كه