درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٤١ - الحديث الثانى
و نخوت كه جز خودخواهى نظر به نعمتهاى كبريائى ننموده و در مقام شكر برنخواهد آمد و هر لحظه اين نخوت و مبارزه با مقام كبريائى را در زندگى خود ادامه ميدهد و بصورت ملكه عناد و استكبار درمىآورد و خود را از پيروان ابليس معرفى مينمايد.
از بيان گذشته استفاده شد كه ريشه سعادت و نيك بختى امر وجودى و توجه به نعمتهاى آفريدگار و معرفت ذات كبريائى و صفات واجب او است و نيز قيام باداء شكرگزارى از نعمتهاى بىشمار آفريدگار است باينكه همان نعمت كه در فطرت و كمون بشر و نور الهى نهاده بدان توجه نموده در مقام معرفت ذات كبريائى و صفات واجب او و اعتقاد باصول توحيد برآمده و بوظايف انقياد و شكرگزارى نيز قيام نموده است و امر وجودى و قبول و پذيرش نعمت ساحت كبريائى است از طريق اظهار عبوديت ارادى و قصدى طبق حكم فطرت و نيز طبق عبوديت ذاتى و تكوينى خواهد بود.
بديهى است قبول نعمت و پذيرش و توجه بآن امر وجودى و صورت اعتقادى روانى و انقياد و پذيرش جوارحى و علمى است و همه اينها از موهبت كبريائى و امر وجودى است.
هم چنين اصل و ريشه شقاوت و محروميت از رحمت آفريدگار امر عدمى و كفران نعمت آفرينش و عدم توجه بعظمت كبريائى است باينكه هر نعمت مستلزم شكر از منعم حقيقى آنست و نعمت منعم را ناديده گرفته و بدان توجه ننمايد و همين اظهار نخوت و غرور را پيوسته ابرام نمايد و در دوره زندگى با اينكه غرق در نعمتهاى آفريدگار بوده همه را ببطالت و غفلت و كفران نعمت بگذراند و مدت فرصت و زندگانى آزمايشى او بپايان برسد آنگاه كفران نعمت و ناسپاسى و عناد با ساحت كبريائى در روان او رسوخ نموده بىبهره از هر نعمت و رحمت خواهد گرديد شقاوت و تيره بختى و فقدان و خوارى و زوال نور فطرى بطور خلود و ذاتى همين است.
خلاصه سؤال سائل آنست كه چگونه اعمال نكوهيده و گناهان تبهكاران