درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٣٩ - الحديث الثانى
تفاوت در قبول آنست و از اسرار نظر توحيد افعالى بجمله
(وهب لاهل محبته القوة على معرفته)
تعبير فرمود كه بطور موهبت خاصه است كه مورد قبول و پذيرش و تلقى قرار مىگيرد ولى بيگانگان نيز همين نعمت در فطرت آنان نهاده شده ولى گوش بفطرت و تهديد درونى خود هرگز نخواهد داد و در زندگى لحظهاى بخود نيامده و بموهبت درونى و نورانيت باطنى خود توجه نمىنمايند و نور فطرى را خاموش و بصورت نقمت و تيرهگى غضب خواهند درآورد
(و وضع عنهم ثقل العمل بحقيقة ما هم اهله)
موهبت ديگرى كه حق تعالى باهل معرفت و آنان كه بحكم فطرت خود توجه نمايند داده و طريقه خودشناسى و خداشناسى را به پيمايند آنست كه انقياد و طريقه اطاعت و فروتنى را نسبت بساحت كبريائى و منعم حقيقى در آنان بوديعت ميگذارد يعنى با توجه بعظمت آفرينش خود و جهان پهناور انقياد و خضوع فطرى و خوارى طبيعى خود را بظهور ميرساند و در حيرت فرو رفته كه با اين عظمت آفريدگار چگونه ميتواند معارضه نمود و به نعمتهاى او توجه نكرد.
بالاخره بحكم خرد در مقام انقياد و اطاعت اعتقادى و جوارحى و اخلاقى خواهد برآمد و در برابر اين نعمتهاى بىنهايت نميتوان ناسپاسى كرد و بدانها توجه نكرد و در برابر عظمت كبريائى نيروى خودخواهى و غرور را بكار برد با اينكه عقيده باصول توحيد و قيام باداء وظايف الهى از قبيل اداء فرايض پنجگانه و ساير واجبات و اجتناب از گناهان هرگز ثقالت و دشوارى ندارد و قابل تحمل است و در باره اهل ايمان و سعادت از نظر توجه به نعمتها و لزوم شكرگزارى همه آنها را سهل و آسان مىپذيرد و شكر و سپاس در برابر نعمتهاى ساحت كبريائى امرى بس آسان تلقى مينمايد.
ولى بيگانه كه جز خودخواهى در نظر ندارد از نظر نخوت شكر نعمت آفريدگار بسيار بر او دشوار خواهد بود بلكه توجه به نعمت ندارد و آن را شايسته شكر نميداند و هر دو نيرو كه در روايت بآن دو اشاره شده يكى معرفت خداشناسى و ديگر