درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٣٢ - الحديث الاول
وجودات و خيرات از ذات قدس او منبعث مىشوند مانند اشعهاى كه بتابد از اين جهت مورد سؤال هرگز قرار نخواهد گرفت ولى هر فاعل مختار ديگرى لا محاله بايد براى فعل خود غرض و غايتى داشته باشد و لا محاله غايت نتيجه و مقصد و بر فاعل فضيلت خواهد داشت از نظر اينكه مقصود و كمال او است كه بدين وسيله فعل بآن غرض برسد و بديهى است غايات و اغراض بسيار متفاوت خواهد بود از لحاظ فضيلت و اهميت بر حسب اختلاف فاعل مختار.
هم چنان كه آيه ناظر باين حقيقت است وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها براى هر فعلى كه بدان وسيله بآن توجه مينمايد غرضى خواهد بود.
٦- فاعل مختار هنگام اقدام بعمل اختيارى لا محاله در باره ترجيح هر يك از فعل و ترك آن تدبر نموده و خواهد تفكر نمود و رجحان هر يك از فعل و ترك آن را در نظر خواهد گرفت و بر اين اساس رجحان قضاوت در باره خود در آن حال خواهد بود و فعل و يا ترك را خواهد برگزيد و اساس اختيار نيز همان ترجيح است كه مطابق حالت روانى و ذات درونى خود فاعل خواهد بود بلكه همان خواسته و پسنديده عين ذات اوست يعنى چنانچه خودخواهى و هوس بر روان او حكومت نموده باشد لا محاله جانب قبح فعل را ترجيح خواهد داد لا محاله آن عمل قبيح را ترك نخواهد نمود.
بالاخره اساس حكم و قضاوت همان حالت نفسانى و روانى است در آن حال عمل و اساس سعادت و عمل خير و يا عمل شقاوت و ناپسند نيز همين است و پس از ترجيح و قضاوت لا محاله بدان اقدام خواهد نمود و بالاخره اثر فعل مقصد و غرض فاعل مختار است كه رفع نقص خود را بدان وسيله بنمايد بدين جهت افضل و اشرف است از فاعل.
از اين بيان استفاده شد كه ساحت كبريائى كه غنى بالذات و واجب الوجود است هرگز از فعل و فيض خود غرضى كه بدان نائل شود نخواهد بود بلكه غرض از ايجاد و آفرينش و فعل ذات كبريائى او است و هرگز زايد بر ذات