درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٢٤ - الحديث الاول
از فعل و موهبت كبريائى است بلكه محبت و محبوب بودن پيشگاه كبريائى در اثر فعل خير و حادث از شخص محبوب است كه سبب حدوث محبت ساحت كبريائى باو شده است و نظر باينكه ساحت كبريائى منزه از حالات ذاتى و عوارض است ناگزير از طريق محبت بذات و به تبع ذات كبريائى محبت او باهل ايمان خواهد بود بدين جهت محبت لا محاله بايد به لحاظ محبت بذات كبريائى باشد يعنى همان طورى كه آفريدگار ساحت قدس ربوبى محبت ذاتى دارد و باهل ايمان و گروندگان نيز بتبع محبت بذات كبريائى خود بآنان نيز محبت خواهد داشت.
بالاخره محبت پروردگار برسولان و باهل ايمان و سعادتمندان كه بطور حادث پديد بيايد لا محاله بتبع محبت بذات كبريائى خود خواهد بود.
قوله (ع) و ابغضه لما يصير اليه:
بيان آنست كه عمل صالح بطور عاريتى از شخص بيگانه صادر مىشود و ثبات و استقرار نخواهد داشت و نيز نظر باينكه هنگام اقدام بعمل صالح نيز قصد عبوديت نداشته و فاقد شعار عبوديت بوده بدين جهت حسن فاعلى نداشته و فقط بر عمل صالح آثار خيرى مترتب خواهد شد و براى فاعل بيگانه سودى نخواهد داشت و سبب محبوبيت او نخواهد بود (و ابغضه لما يصير اليه) صريح است در اينكه بيگانه و فاعل مختار مورد بغض و طرد ساحت كبريائى قرار گرفته است از نظر اينكه منتهى سير و سلوك شخص بيگانه ضلالت و شقاوت و گمگشتگى است و شاهد آنست كه شقاوت و تيره بختى در نتيجه سير و سلوك و افعال اختيارى خواهد بود و شقاوت و مبغوضيت او به پيشگاه كبريائى از نظر شقاوت اكتسابى آينده او در پايان و خاتمه زندگى او خواهد بود و تا هنگام كه پايان زندگى او نرسيده شقاوت و مبغوضيت او بطور اطلاق نخواهد بود از بيان گذشته استفاده شد كه اساس سعادت و شقاوت بكار بردن نيروى اختيار و داورى در باره عمل و فعل اختيارى و يا ترك آن است و اساس اختلاف بكار بردن فاعل مختار نيروى اختيار خود را با اينكه هر فاعل مختار صلاح و خير خود را در نظر