درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٨ - الحديث الاول
بالاخره در مدت متمادى ساعات و روزگار زندگى خود را به غفلت از حق و حقيقت گذرانيده لحظهاى به آن توجه ننموده و از شنيدن و قبول آن اعراض خواهد نمود اين چنين روان پليد كه هر لحظه بر بعد و محروميت او افزوده مىشود تا هنگام كه در آستانه مرگ درآيد و ظلمت و تيرهگى روان پليد خود را مشاهده خواهد نمود و در نتيجه تيرهگى و غبار كه روان و نور فطرى او را فرا گرفته بود و از لحاظ مسير از اصلاب و ارحام پليد نيز بر ظلمت و تيرهگى آن افزوده شده و در نظام اختيار نيز در اثر غفلت و خودخواهى نور فطرى را از دست داده روان بيگانه بىبهره از رحمت خواهد گشت در صورتى كه در دنيا و نظام تكليف هر لحظه ميتوانست بدعوت بدين توحيد و به مكتب و برنامه قرآن توجه نموده و گوش فرا دهد و بپذيرد و از صفا و نورانيت تعليمات دينى استفاده نمايد ولى بسوء اختيار و از نظر غفلت و خودخواهى بر ظلمت روان خود افزوده نور فطرى را در خود خاموش نموده است.
٦- سلسله موجودات امكانى ظهورى از فعل كبريائى است و منبعث از ذات فياض است كه بر هر چه در حيطه امكان درآمده آن را فراخواهد گرفت و از فيض وجود و بهره هستى بهرهمند خواهد بود و بر هر چه امكان دارد و قابليت برخوردارى از بهره هستى را دارد از فيض و گسترش وجود بهرهمند مىگردد و اشاره شد كه همه موجودات امكانى منبعث از ذات كبريائى هستند و در باره صدور آنها محتاج به سبب و به غايت نخواهد بود جز ذات كبريائى كه بدون غرض و قصد زايد است و نيز نظرى بصلاح و مصلحت ندارد و نيز نظر بداعى ندارد جز ذات كبريائى از نظر اينكه علم و شهود او بذات كبريائى كه عين ذات او است سبب علم و احاطه بصدور خير و صلاح و بر طبق نظام اتم خواهد شد و علم و احاطه ساحت كبريائى بذات قدس خود عين علم بآثار و لوازم وجودى است و علت و سبب براى فعل و ايجاد كبريائى نخواهد بود جز ذات او و ايجاد اشياء بدون سبب و غايت است و جز ذات بدون قصد زايد و بدون داعى و بدون نظر بمصلحت است و جز ذات اقدس او منشأ ظهور و انبعاث براى اشياء نخواهد بود كه عين شهود و اراده است.