درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠٦ - الحديث الاول
غرض رهسپار خواهند شد و بدرجات عاليه از سعادت و ايمان و فضيلت نايل خواهند شد و بديهى است مورد فضل و توفيق و هدايت ساحت كبريائى قرار گرفتهاند و اساس هر نعمت است.
و گروه بىشمار ديگر كه مشيت و قضاء كبريائى در باره هر يك از آنان چنين قرار گرفته كه از رسيدن بمقصد اصلى و غرض و كمال حقيقى باز مانند و از حكمت و فضيلت بىبهره گردند و جز رذالت و تيره بختى سهمى نخواهند داشت و در اثر حوادث گوناگون و انديشههاى باطل و انحرافى از پيمودن راه اصلى و حقيقى باز مانده و خود باختيار راه انحرافى و گمرهى و ضلالت را برگزيده و بآن مسرور بوده و از اهل ايمان سعادتمند دورى جسته و از طريق حق و حقيقت و فطرت اعراض مينمايد و در سير و حركات اختيارى خود جز غايت و مقصد موهومى را در نظر ندارند بلكه با اينكه تصديق دارند كه طريقهاى كه مىپيمايند طريق گمرهى و انحرافى از حق و حقيقت و بر حقيقت و بر خلاف وظيفه دينى است مع ذلك بدان اصرار داشته به پيمودن آن طريق ادامه ميدهند بلكه بآن نيز اظهار سرور و امتياز مىنمايند گويا كه پيمودن طريق انحرافى و موهومى را فخر و براى خود امتياز و فضيلت مىپندارند و در حقيقت با حق و حقيقت عناد داشته و خودپرستى و غرور آنان را به پرتگاه خطر و هلاكت مىكشاند بطورى كه هر يك از آنان چنانچه مورد سرزنش قرار گيرند در مقام تصديق برميآيند و به پيمودن طريق انحرافى خود تصديق مينمايند و در پيروى از طريق باطل آنچنان اصرار ميورزند كه چنانچه بهر يك گفته شود كه از مرام فلان گم گشته تيره بخت و شخص معلوم الهويه پيروى مىنمايد خواهد پاسخ گفت كه در پيمودن طريقه انحرافى او تابع من است و من متبوع و پيشواى او هستم و من در پيروى آنها اين طريقه بر ديگران سبقت داشتهام.
از اين تقريب استفاده مىشود كه افراد بىشمارى كه در علم ازلى گذشته كه از جمله تيره بختان بوده و از توجه و فضل كبريائى محروم و بىبهره باشند مورد