درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٨ - رابطه ذاتى روح با بدن
ناگسستنى كه با روح دارد بهر صورت و هيئت در نظام كلى درآيد مسير حركت و تكامل متناسب خود را در نتيجه جاذبيت روح مىپيمايد و لحظهاى از آن تخلف نخواهد نمود و منتهى حركت آن نيز آنست كه بار ديگر در حيطه تدبير همه جانبه روح درآيد و در وجود كاملترى متحد گردند و هنگام كه نظام جهان واژگون گردد پروردگار اجزاء و ذرات خاك بدن عنصرى هر فردى از بشر را كه در اقطار جهان پراكندهاند در حيطه جاذبيت روح همان شخص درآورد كمترين لحظه همه ذرات خاك گرد همان روح درآيند و هر ذره بهيئت اعضاء و اجزاء بدن مانند هيئت سابق خود درآيد آنگاه بدن عنصرى هر فردى را در حيطه روح او درآورد و وجود آن دو متحد گشته و بطور دسته جمعى افراد بشر از اولين و آخرين بصحنه قيامت قدم گذارند.
نتيجه جاذبيت روح هنگام كه دوره حيات برزخى را مىپيمايد آنست كه بدن عنصرى خود را كه بهر هيئت باشد در مسير خود جذب نمايد نتيجه انقيادى و تكامل بدن عنصرى نيز آنست كه خاك بدن هر فردى از بشر باذن آفريدگار بصورتى مانند هيئت اعضاء و جوارح سابق درآمده و در اثر پيمودن راه كمال هر يك از اعضاء و جوارح مراتبى از ادراك و شعور يافته و واجد شده است.
از اين لحاظ قابل قياس ببدن عنصرى سابق نيست اما از لحاظ هيئت و شكل مانند آنها است نه عين آنها و نيز به لحاظ اينكه اعضاء بدن افراد بشر در عالم طبع تيره و بىخبر از خود بوده ولى بدن و اعضاء كه در آستانه صحنه قيامت بروح خود مىپيوندد نورانى و با صفاء و درخشان و از ادراك و شعور و حيات حقيقى بهره بسزائى خواهد داشت.
هم چنان كه بر حسب آيه وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ عالم قيامت عالم حيات و قدرت و صفاء و نورانيت و خودكفا و مستكفى است و بدن انسانى در عالم قيامت محصول و غرض اصلى از تشكيل عالم قيامت است ناگزير سهم بيشترى از حيات