درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٧ - رابطه ذاتى روح با بدن
بر آن خلل و يا فاصله و يا تخلف رخ نداده هنگام كه نظام جهان و متحركات واژگون گردد و نيز به مشيت كبريائى در كمترين لحظه صحنه پهناور بينهايت قيامت گسترده شود پروردگار روح هر يك از افراد بشر را از اولين و آخرين بر حسب جاذبه ذاتى كه هر يك بر ذرات و اجزاء بدن خود داشته و از شئون وجودى روح همان شخص بوده هر روحى اجزاء بدن خود را بهر هيئت كه باشد و در اقطار جهان پراكنده بوده مانند نيروى مغناطيسى از اقطار جهان گرد خود آورده و باراده پروردگار بصورت اعضاء بدن سابق خود درآمده روح با نيروى و جاذبه خود بار ديگر بر آن تعلق و احاطه خواهد يافت.
بر حسب صفت ربوبيّت كبريائى جهان را بر اساس نظام خاصى نهاده و براى هر يك از موجودات مسير خاصى و هدف و كمال مخصوصى در نظر گرفته و سرنوشت خاصى در دفتر تكوين كه بهر يك اختصاص داده نگاشته و فرشتگان را مأمور اجراى تدبير در باره هر يك فرموده و براى سلسله بشر كه غرض از خلقت جهان است دفتر مخصوص و حساب جداگانهاى براى هر يك از افراد مقرر فرموده است.
و بر حسب صريح آيات كريمه در باره نظام حركت و سير بدن عنصرى هر فردى از بشر پس از مفارقت روح از بدن عنصرى خود براى هر يك از روح و بدن مسير و كمالى در نظر گرفته و علاقه ذاتى و جاذبه مرموزى ميان آن دو برقرار نموده كه هيچ گاه گسيخته نخواهد شد.
مسير و كمال روح بآنست كه در نظام كلى در پرتو نفوس كليه درآيد و آنچه از اعمال قلبى و جوارحى در وجود خود پديد آورده و كمال وجودى براى خود برگزيده و جوهر خود را يافته بكمال مناسب خود برسد بمنظور اينكه بار ديگر ببدن عنصرى خود احاطه نزديك بيابد و بزندگى ارجدارترى كه براى او در نظر گرفته شده ادامه دهد و بدن عنصرى او نيز كه از نظرى محكوم نظام طبع و در تحول بوده و از نظر جذبه معنوى روح در قيد اسارت بسر مىبرد از نظر رابطه وجودى