درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨ - الحديث السادس
چگونه ميتوان براى او آثار و نشانههاى وجود و علم و قدرت و حيات فرض نمود.
و اما رفع شبهه تشبيه ذات كبريائى به بشر و صفات واجبة بصفات عارضى و عاريتى بشر باينكه صفات كامله كبريائى را تشبيه بصفات مخلوق بنمائيم نتيجه آن انكار صفات علم و قدرت و حيات و انكار ربوبيت كبريائى است و نتيجه آنكه صانع عالم و قيوم و خالق و رازق نخواهد بود زيرا هر كه وجود كبريائى را مانند وجود مخلوق پندارد و علم و قدرت و حيات او را نيز مانند مخلوق گمان كند او را واجد صفات نقص مخلوق نموده و هرگز استحقاق ربوبيت و خالقيت نخواهد داشت و در حقيقت وجود ساحت او را مانند ساير موجودات عاريتى محدود و توأم با ماهيت پنداشته است.
بديهى است هر موجود ناقص و توأم با ماهيت يعنى وجود محدود و مقرون بعدم از خود وجود ندارد و نياز بموجود واجب است كه باو افاضه نمايد و اين چنين موجودى استحقاق ربوبيت و خالقيت و الوهيت نخواهد داشت.
بلكه بايد ساحت كبريائى و هم چنين صفات واجب او را مانند علم و قدرت و حيات معتقد بود بطورى كه شباهت بوجود با علم و قدرت مخلوق نداشته باشد از نظر اينكه حقيقت وجود واجب و وحدت حقيقى او غير قابل درك و مجهول الكنه است هم چنين وحدت صفات واجب او مانند وحدت حقيقى علم و قدرت و حيات او وحدت مجهول الكنه مىباشد و همه صفات كمال وجود عين ذات كبريائى هستند.
و مراد از قول امام عليه السلام له كيفية لا يستحقها غيره همين است و گر نه هيچ يك از صفات كبريائى از مقوله عرض و كيف و جنس نخواهد بود و چنانچه فرض شود كه صفات او از مقوله كيف است و از نظر اينكه لازم ذات باشد از نظر اينكه صفت داراى ماهيت مركب است از جنس و فصل ناگزير ذات او نيز مركب خواهد بود از جنس و فصل.
و تحقيق در باره چگونگى صفات آنست كه صفت بر دو قسم است قسمتى از آنها