درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦١ - الحديث الثانى
وصايت و خلافت از رسول صلّى اللَّه عليه و آله هم زمان و هم عصر با پيروان مكتب قرآن باشد و شاهد آنست كه ولايت هر وصى محدود بزمان تصدى او است و از جمله آن شهادت و منصب تعليم و احاطه و آگهى بر قلوب مردم و بر اعمال صالح و طالح هر يك از آنان هم چنان كه از آيه كريمه فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ استفاده مىشود كه تصدى شهادت محدود بحيات بوده است.
و نيز در روايات مستفيضه كه تعبير شده
(ثم الهداة من بعده علىّ ثم الاوصياء واحدا بعد واحد)
مبنى بر اينكه سيره ساحت كبريائى در باره وصايت اوصياء رسول صلّى اللَّه عليه و آله در ازمنه و اعصار بطور تدريج و پس از انقضاء هر وصى و رحلت او امر وصايت بوصى ديگر از جانب حق تعالى محول مىشود بدين لحاظ محتمل است كه تعبير بكلمه منكم شده است كه هر فردى از دانشجويان مكتب قرآن و اهل ايمان بايد بامام زمان و عصر خود رجوع نمايد از نظر اينكه مىتواند با او تماس بگيرد و منافات ندارد كه قول و گفتار هر يك بطور دائم حجت و نافذ باشد و اختصاص بزمانى و عصرى ندارد.
٥- كتاب تورية و انجيل و ساير كتابهاى آسمانى عبارت از صورت كتبى وجود الفاظ مطالب توحيد و اخلاق و احكام است كه در اوراق ضبط شده و در اختيار رسول در آمده است كه دسترس مردم گذارد ولى قرآن كريم عبارت از القاء حقايق و اسرار و بطون آيات قرآنى است كه بصورت الفاظ براى رسول صادع (ع) خوانده و قرائت شده و حقايق آن نور القاء وجودى و موهبت شده است بر اين اساس از هيچ نظر قرآن كريم قابل قياس به كتابهاى آسمانى نخواهد بود زيرا آيات قرآنى حقيقت علم ربوبى است كه بقلب رسول صادع القاء شده است و توأم با مراحل الفاظ و معانى نيز بوده است و در تمام مراحل آن در جامعه اسلامى بوديعت سپرده شده است نهايت حقايق و بطون و اسرار آن قابل درك و افق فكر دانشجويان نبوده است.
از اين جهت فقط بايد بوصى رسول القاء شود و اختصاص باوصياء دارد در حقيقت علوم ديانتهاى آسمانى گذشته فقط علم و صورت علمى مكتوب در اوراق