درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٨ - الحديث الثانى
در اين اعمال اختيارى خود سرمايه ندارد و در زندگى او بىبصيرت بوده بلكه در تيرگى و تاريكى بسر ميبرد در حقيقت مردارى بيش نيست و فاقد از درك مصالح خود مىباشد فردى است كه در اعمال خير بىبهره است از نظر اينكه اقصى مرتبه حيات حقيقى و نور محض روح قدس و ارواح قدسيهاند كه در جامعه يا حيات حقيقى و نورانى و هميشگى باعمال خير و آثار خير از آنان صادر مىشود و سبب خير در اجتماع خواهند بود.
و بر حسب آيه وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ نيروى حركت را مقدم داشته از ادراك زيرا نيروى حركت همان حيات و كسب فضيلت است و نيروى ادراك و تعقل ممكن است در اثر پيروى و تبعيت از غير اخذ نموده باشد هم چنان كه هر تابع از امام و پيشواى حق و يا باطل خود پيروى خواهد نمود.
٢- در باره فهم رموز و بطون قرآن و اسرار و غرايب تأويل كه فرمود وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ و مراد قوه علم و شهود متعلم است و استفاده آنچه از ساحت ربوبى باو افاضه شده است و از معارف الهيه و علوم ربانى كه منظور آيات قرآنى است و بهر يك از اوصياء تعليم شده و آنان بطور شهود حقايق و غرايب و بطون را بنور ولايت يافتهاند بالاخره هر يك از اوصياء توسط رسول (ص) معلومات خود را از تعليمات ساحت ربوبى اخذ نمودهاند و علوم آنان از جانب كبريائى است و مهدى بهدايت اللَّه است و استضائه از نور فيوضات الهى نمودهاند و بنور و فيوضات ربوبى هدايت يافته و استناره نمودهاند و علم آنان موهوبى و رسوخ دارد و جزء ذات است و عاريتى نخواهد بود.
و هم چنان كه امين وحى جبرئيل واسطه در القاء تعليمات و افاضات ربوبى برسول (ص) بوده است و حقيقت آن افاضه از ساحت ربوبى و ايجاد روح قدسى رسالت و نور ولايت عامه برسول (ص) بوده است هم چنين هر يك از اوصياء نيز بهمين طريق از امام سابق استفاده نموده و فيوضات الهى را استفاده و استضائه نموده