درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٣ - الحديث الثالث
و او را نائب و خليفه خود قرار دهد در همه شئون رسالت خود را تصدى امور عموم مردم از جمله تعليم معارف قرآنى و بيان و كشف بطون آنها بقدر اقتضاء از جمله وظيفه رسول (ص) تعليم معارف و بطون قرآنى به وصى خود او است.
بدين وسيله او را آماده نمايد كه مقام خلافت و وصايت بطور اطلاق از رسول را بعهده بگيرد از جمله مهم تعليم حقايق و بطون قرآنى است كه جز بتعليم و اينكه آنچه را كه از حق تعالى تلقى نموده بر حسب آيه وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ اين حقايق را نيز بوصى خود تلقين نمايد در اثر اين تعليمات حق تعالى روح وصايت و هدايت عموم بشر را بوصى موهبت خواهد فرمود.
و وصى نيز همين وظيفه را عينا نسبت بساير اوصياء خواهد داشت و مفاد روايت آنست كه چنانچه آيه بر شخص نازل شود و حقايق و بطول را بهمان شخص حق تعالى تعليم و موهبت فرمايد چنان كه آن شخص اقتصار بفهم بطون و حقايق قرآن بنمايد و بديگرى تعليم ننمايد لازم آن زوال سيرت و بطون آيه است از نظر اينكه رسول (ص) پس از رحلت او آيات از قرآن كه باو بطون و حقايق آن بوى موهبت شده است همه آن آيات و يا چند آيه از ميان برود و بطون و حقايق آن بر مردم جهان مجهول بماند رفته رفته آيات قرآنى عبارت خواهد شد از عبارات و الفاظ معجزه آسا و معما كه راهى براى حل معانى و بطون آن نخواهد بود مانند حروف مقطعه كه بنا بر اين است كه هرگز اين حروف و معميات حل و كشف نشود آيات قرآنى نيز مانند حروف مقطعه خواهد شد و از نقض غرض از نزول آيات قرآنى است و اينكه بطون و حقايق آن را حق تعالى بقلب رسول القاء فرموده است.
از اين نظر بايد رسول نيز بوصى خود حقايق و بطون قرآنى را تعليم فرمايد تا اينكه تمام شئون قرآنى در جهان بشريت باقى بماند مانند عبارات و الفاظ و معانى ظاهر و ديگر بطون و حقايق آن كه بتدريج اوصياء هر يك بر حسب اقتضاء پارهاى از آنها را شرح و تفسير نموده دسترس دانشجويان بگذارد و گر نه لازم آن از دست رفتن