درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢٠ - الحديث السابع
فرمود بلكه ولايت و نفوذ رأى و حجيت قول از جانب حق تعالى اختصاص بافرادى مشخص دارد كه از تعليمات غيبى و الهامات ربوبى توسط رسول (ص) گرچه بواسطه وحى ديگر باشد بهرمند باشند و بالاخره علوم آنان لدنى و ذاتى و موهوبى بايد باشد همچنان كه علوم و معارف رسول (ص) موهوبى و ذاتى بوده است و آيه لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ناظر باين حقيقت است.
و آيه قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي ١٢- ١٠٨ ناظر باين حقيقت است و آيه بيان آنست كه مراد از جمله موصول من اتبعنى اوصياء گرامى عليهم السلام هستند و قيام آنان بدعوت جامعه بشر از جانب ساحت كبريائى بر اساس بصيرت روحى و شهود روانى است و بتوحيد خالص و بدلايل قاطع دعوت مينمايند و هرگز در مرام رسول (ص) و داعيان بحق در اثر تبعيت از او ابهام و اهمال نخواهد بود و بصراحت استفاده مىشود كه دعوت جامعه بشر بدين اسلام و بمكتب قرآن اختصاص برسول صادع اسلام صلّى اللَّه عليه و آله دارد و اين وظيفه را ساحت كبريائى فقط بعهده او نهاده و غير او در انجام اين وظيفه و منصب بالاصاله شركت ندارند جز بعنوان تبعيت از رسول (ص) و همين معناى وصايت و خلافت است.
و نيز از آيه استفاده مىشود كه تابعين و پيروان رسول از جانب كبريايى در انجام وظيفه قيام بدعوت بحق و بمكتب قرآن افراد مخصوصى هستند كه از جانب آفريدگار تبعيت و خلافت آنان تصريح شده است و حقيقت آن عبارت از نور و جوهر قدسى و انسان ربانى است كه از طريق الهامات غيبى و تعليمات رسول (ص) افاضه شده است.
قوله (ع): و هم الذين قال اللَّه عز و جل إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا:
آيه مبنى بر حصر ولايت بر عموم بشر بولايت حقيقى حق تعالى از نظر خلق و آفرينش كه محكمترين رابطه ميان خالق و مخلوق است.