درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٥ - الحديث السابع
و همه روز بابى از علوم در قلب من ميگشود و امر ميفرمود كه از آن پيروى نمايم و من نور وحى را در سيماى رسول (ص) احساس مينمودم و رائحه طاهر نبوت را از او استشمام مىنمودم و هنگام وحى بر رسول (ص) صدا و نوسانى شنيده مىشد سؤال نمودم يا رسول اللَّه اين چى است ميفرمود اين رنّه و يأس ابليس است و به من ميفرمود كه يا على تو مىشنوى آنچه كه من مىشنوم و تو نسبت بمن بمنزله هارون هستى نسبت بموسى كليم عليهما السلام لكن بعد از من نبوت و پيامبرى از جانب حق تعالى نخواهد بود.
و نيز بطور استفاضه رسيده است كه رسول (ص) ميفرمود
(اعطيت جوامع الكلم و اعطى على جوامع العلم)
و نيز بتواتر رسيده كه رسول (ص) ميفرمود
(انا مدينة العلم و على بابها)
و اينكه رسول (ص) منبع فيوضات و معارف الهى و بطون آيات قرآنى است و على (ع) شارح و مبين اسرار الهى و معارف قرآنى است.
با توجه باينكه معناى ولايت رسول (ص) بر عموم بشر از نظر قصور و نقصى است كه نسبت بخداشناسى و اداء وظايف عبوديت دارند و رسالت و ولايت رسول (ص) بمنظور رفع نقص از عموم بشر است باينكه در جهان مكتب توحيد را بناگذارد و عموم مردم را به پيروى از برنامه و اعتقادات آن دعوت نمايد و نواقصى كه بشر دارد از لحاظ خداشناسى و وظايف عبوديت و نظام اجتماعى رفع گردد.
از اين رو ولايت رسول (ص) بمعناى معلم و استاد جامعه بشرى معرفى مىشود كه در اثر بناگذارى مكتب توحيد و تعليم و تربيت عموم مردم خداشناس گشته و وظايف سپاسگزارى در برابر نعمت آفرينش را بياموزند و باداء آن قيام نمايند در نتيجه رسول (ص) معلم و استاد بشر عموما خواهد بود بديهى است علوم معلم بايد بالاتر از متعلم باشد از اين نظر رسول (ص) علوم او لدنى و موهوبى از جانب حق تعالى است بهمين قياس ولايت عامه اولى الامر نيز بايد در اثر اينكه علوم آنان لدنى و موهوبى و از تعليمات غيبى و ربوبى بهرمند باشند و سمت ولايت و تعليم بشر را بعهده داشته باشند.