درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١١ - الحديث السابع
بديهى است كلمه اولى الامر كه ساحت قدس كبريائى برسول صلّى اللَّه عليه و آله عطف فرموده بمعناى ولايت بر عموم و مطلق امور مسلمانان است در طول تاريخ و مفاد ولايت بر امور عموم مسلمانان ولايت از جانب ساحت كبريائى است نه مانند ولايت افراد مردم كه بيكديگر ميدهند كه محدود بولايت مثلا در امر صغير و مبنى بر اعتبار است بلكه از ساحت كبريائى ولايتى كه اعلام مىشود ولايت بطور تشريع است هم چنان كه رسالت رسول (ص) را اعلام فرموده بهمين قياس ولايت مطلقه و عامه بر عموم مردم را براى همه اعصار از جانب ساحت كبريائى تشريع و اعلام فرموده است بكلمه و اولى الامر.
و اين شاهد قطعى است كه ولايت حق تعالى كه مقرر فرمايد ولايت از جانب آفريدگار بطور تشريع است ولايتى است حقيقى و نامحدود و بطور اطلاق همان ولايتى كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله بر عموم مردم داشته همان ولايت عامه را ساحت كبريائى باولى الامر محول فرموده است و اين ولايت اولى الامر نيز از شئون تشريع و از مقام كبريائى صادر شده است رسول وظيفه اعلام آن را دارد مانند اعلام رسالت رسول صلّى اللَّه عليه و آله است كه اختصاص بساحت كبريائى دارد.
و قول باينكه اولى الامر مراد زمامداران بطور ابهام و عنوان كلى از مردم است بطور صريح خلاف ظاهر خواهد بود زيرا ساحت كبريائى اعلام فرموده است و اولى الامر از جانب ساحت كبريائى در باره اشخاص مخصوص بطور تشريع است و وظيفه عموم مردم آنست كه از جانب حق تعالى پس از رحلت رسول (ص) بايد امور خود را از اولى الامر سؤال نمايند يعنى نماينده ساحت كبريائى بر عموم بشر پس از رحلت رسول (ص) باولى الامر كه افراد خاصى هستند محول فرموده است و ولايتى كه بطور اطلاق از ساحت كبريائى شرف صدور بيابد غير از ولايتى است كه افراد مردم بيكديگر اعلام مىنمايند و امر اعتبارى و محدود است از هر لحاظ بلكه ولايتى كه از ساحت كبريائى شرف صدور بيابد بمعناى ولايت حقيقى است كه اولى الامر بر عموم