درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٠٥ - الحديث السادس
هستند و عقول آنان منور بنور اللَّه و هم چنين ناظر بعين اللَّه و نيز متصرف در ملك و ملكوت اشياء بمشية اللَّه هستند و حكم و خواسته آنان سارى و نافذ بحكم اللَّه خواهد بود.
هم چنان كه امير مؤمنان (ع) مىفرمود:
«ما رأيت شيئا الا و رأيت اللَّه معه و قبله»
نيروى بينائى او منور بنور اللَّه است كه هر چه را مشاهده نمايد بظهورى از نور كبريائى است و ملكوت آنها را مىبيند با قلب نورانى خود و بالاخره امور الهى و افعال ربّانى را بخود نسبت ميدهد و ملك و احاطه و قدرتى زياده بر اين تصور نميرود كه مظهرى از مقام ربوبى باشد كه حائز ملك حقيقى در همه عوالم خواهد بود.
خلاصه مقتضاى اطلاق كلمه ملكا عظيما نهايت ملك و فرمانروائى عظيم كه زياده بر آن تصور نميرود زيرا هر دو صفت ملك و عظيم بطور اطلاق مفاد آن عموم است و عبارت از كمال قدرت حقيقى و كمالات علم و شهود باطنى نسبت بعوالم و ملك و ملكوت است چه به لحاظ شهود علمى و قدرت كه محتوى همه گونه احاطه است از لحاظ اينكه علم و قدرت و مبدئيت براى عمل متحد هستند و قدرت و علم محتوى همه گونه احاطه است بر اين اساس بر حسب عوالم آثار و نشانههاى فرمانروائى عظيم كه استثناء پذير نخواهد بود بديهى است از چنين ملك عظيم نمونه و ظهورى از ملك ساحت كبريائى در همه عوالم خواهد بود.
و در پرتو آنان پيروان و دانشجويان مكتب قرآن نيز بمقاماتى از قدرت نعمتهاى ابدى نائل خواهند شد زيرا عالم و نشئه آخرت علمى و حيات و قدرت است هرگز كسى سهمى نخواهد داشت جز بعلم و ايمان و پيروى از مكتب اوصياء عليهم السلام و در سايه و شعاع آنان اهل ايمان نيز از قدرت خود ميتوانند استفاده نمايند.
با توجه باينكه نفوس طاهره اهل ايمان مادام كه متعلق ببدن عنصرى است افعال و تدبير آنها فقط تحريك و صدور حالات و تحولات است ولى پس از قطع علاقه از بدن عنصرى در اثر استقلال وجودى و تجرد روح از عالم طبع نيروى افاضه و ايجاد خواهد داشت و بطور محدود واسطه ميان خلق و خالق خواهند بود