درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٠ - الحديث الرابع عشر
روان و ارتباط با ساحت كبريائى خواهد بود و انكار ولايت سبب بغض و غضب ساحت آفريدگار و انكار توحيد سبب قطع رابطه عبوديت خواهد بود.
و بر حسب آيه مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ از نظر اينكه طاعت رسول عين طاعت آفريدگار است و طاعت امام نيز طاعت رسول صلّى اللَّه عليه و آله خواهد بود از نظر اينكه نائب رسول و امر ولايت متمم رسالت و ابديت آنست در همه امور دين و دنيا و قوام سعادت بايمان و طاعت و ارتباط اعتقادى و عملى برسول صلّى اللَّه عليه و آله است و عالم آخرت و نشئه قيامت و درجات سعادت در عالم قيامت متفاوت و بر اثر معرفت خواهد بود از اين رو درجات بىشمار خواهد داشت بتعداد اهل ايمان و قوام ايمان بتصديق مقام ولايت اوصياء عليهم السلام خواهد بود.
بيان مقام رسولان و امام آنست كه گروهى از رادمردان هستند از لحاظ مقام قرب آنان بساحت قدس طورى است چنانچه نظر نمايند باشياء و بموجودات از نظر نور حق بنگرند و از لحاظ علم و عين بآن احاطه و آگهى بيابند و در اثر استناد بساحت كبريائى از هر موجود و آفريدهاى بىنياز خواهند بود بالاخره عقل آنان منور بنور حق تعالى و محيط و عالم باشياء و قادر بر تصرف در آنها باذن آفريدگار هستند و اراده آنان مظهرى از قاهريت كبريائى است و حكم و اراده آنان باذن و حكم ساحت كبريائى در عالم ملك و ملكوت نافذ است از نظر اينكه غريق رحمت و فضل هستند و باقى بابقاء اللَّه بوده و قدرت امكانى زياده بر اين تصور نميرود.
هم چنان كه امير مؤمنان عليهم السلام پارهاى از امور الهى و افعال و آثار كبريائى را بخود نسبت داده ميفرمود
(ما رأيت شيئا الا و رأيت قبله و معه)
نظر به پديدهاى ننمودهام جز اينكه از نور و پرتو حق در قلبم عظمت او آنچنان جلوهگر است كه خود را فراموش نموده و شيفته او شدهام بالاخره مالكيت و ملك حقيقى ظلى در عالم ملك و ملكوت از آن آنها است.
هم چنان كه طبق آيه فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً