درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٨ - الحديث الرابع
و گفته شده كه خلقت كرات بيكران و حركات منتظم آنها و سير و حركت هر يك از خورشيد و ماه و ساير ستارگان غرض اصلى است و بمنظور انتفاع سافلات عالم نباتى و حيوانى نبوده و بر حصول فصول چهارگانه سال و اختلاف زمانها و اصلاح بقاع و اقطار زمين نخواهد بود بلكه هر يك از كرات مسخرند بامر اللَّه و متحرك از نظر تقرب تكوينى و تشبيه بمقربان كبريائى است.
و منظور اصلى نفع سافلات جهان و نظام جهان نخواهد بود زيرا غرض بايد اشرف از ذى غرض باشد.
و اين نظر مورد انتقاد است زيرا نظام خلقت بمنظور آمادگى براى زندگى سلسله بشر است و هم چنين منظور از خلقت طريق توالد و تناسل آنست كه در طى قرونى گوهرهاى درخشانى هم چه ابراهيم خليل و موسى كليم عليهم السلام و مانند آنان بوجود آيد گرچه خلقت هر يك از كرات و سير آنان تسبيح و تنزيه ساحت كبريائى است بطور تكوين و ذاتى ولى خلقت گوهرهائى مانند ابراهيم عليه السلام كه تسبيح و تنزيه آنان ذاتى و ارادى است اشرف از كرات مىباشد و خلقت نظام پهناور منهاى خلقت بشر و هم چنين منهاى گوهرهاى درخشانى مانند رسولان و اوصياء عليهم السلام كه بذات و ساحت كبريائى تشبه دارند و بهترين مسطوره صفات كامله هستند حسنى در آنها نخواهد بود و فائده مهمى بر آنها مترتب نخواهد شد.
و غرض از خلقت رسولان نيز سمت آنان و اينكه خليفه و نماينده ساحت كبريائى در عوالم باشند هم چنان كه آيه وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي خطاب بموسى كليم عليه السلام نموده كه تو را براى نمايندگى خود و تكليم و سخن برگزيدهام و غرض از خلقت موسى (ع) مقام كمالى است كه بدان نائل گردد و اختصاص باو دارد.
هم چنين ساير رسولان كه غرض از خلقت جهان هستند و كمالى كه از آنان مترتب است نمايندگى از ساحت كبريائى كه قيام بدعوت بحق نمايند و بشر را بپيروى از مكتب توحيد دعوت نمايند و جهانى را از اشعه مساعى خود روشن و درخشان نمايند