درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢٨ - الحديث الثانى
ميفهماند و وسيله رؤياى صادقه در باره انبياء و روح الامين معرفى شده و رسول كريمه باو اطلاق شده است و در آيه كريمه آيه بقول رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ صاحب عرش ساحت كبريائى است و منزه از نقص و امكان است هم چنين جبرئيل امين مطاع در عالم ملكوت است و معلم علوم و صورتهاى علمى و عقل بالفعل و مخرج نفوس بشرى است از قوه بفعل و معناى نزول جبرئيل بر رسول تمثل او است بهيئت فردى از بشر هم چنان كه آيه فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا مبنى بر اينكه بهترين وجه و رخسار بشريت بمريم صديقه عليها سلام اللَّه خود را ارائه داد و هم چنين معناى نزول وحى طبق روايت و تنزل عليه الوحى مانند القاء و تعليم علومى كه گفته مىشنود بصورت حروف و كلمات و جملهها و رسول با قلب نورانى خود كلام را مىشنود با توجه باينكه صورتهاى كه مورد مشاهده گرفته وجودات مثالى هم چنين سخنانى كه شنيده مىشود از قبيل ارتسام عرض در موضوعات نيست و هم چنين از قبيل ارتسام صورت جوهر و غرض خارجى و جوهر ذهنى نخواهد بود اين از نظر نقص و قصور در باره معرفت بعالم ملكوت و ضعف ايمان بفرشتگان و صورت وحى است.
زيرا اين گونه امور غيبى موجودات چنين قائم بذات خود هستند بدون اينكه در محلى تحيز بيابند و قوىتر از اكوان خارجى است ولى نشئه آنها نشئه و عالم ديگرى است و نمىتوان با ادراكات ظاهرى آنها را درك نمود و با وسيله نيروى حال بشر آگهى يافت از نظر اينكه قوا و نيروهاى غيبى قائم بذات و بآفريدگار هستند و امر كه متعلق بدفاع باشد چه بطور حلول و چه بصورت خيال و يا بصورت حسى نخواهد بود و رؤياى ابراهيم (ع) كه در حال خواب صحنه مثالى باو ارائه شد و در حالى كه رسول بوده است.
و جمله از روايت
و النبى ربما يسمع الكلام
مراد سماع و شنوائى عقلى است بدون اينكه توأم با حس باشد يعنى مقرون با نيروى احساس نخواهد بود هم چنان كه در باره امام گفته شد.