درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢٤ - الحديث الاول
و روايت در باره امام كه فرمود (
ما منزلته قال يسمع الصوت و لا يرى و لا يعاين الملك
) مراد از سماع صوت شنيدن و فهم صوت قبول الهام و يافتن تعليمات غيبى است از فرشته و معلم غيبى و تلقى و قبول آن حقيقت القاء شده با نيروى سمع عقلى كه حقيقت القاء شده از غيب را بشنود يعنى بفهمد و بطور شهود بيابد بدون اينكه نيروى غيبى و تعليم غيبى را مشاهده نمايد و در حال بيدارى نيز الهامات غيبى را با سمع عقلى بشنود و بفهمد ولى فرشته معلم غيبى را مشاهده نخواهد نمود در حقيقت حديث از طريق نيروى غيبى است كه بر امام و الهام و اعلام مىشود بدون اينكه فرشته واسطه را به بيند و يا بصورت الفاظ آن حقيقت درآيد.
و محدث عبارت از روح قدسى و طاهر است كه چنانچه حوادث خارجى از طريق نيروى غيبى باو القاء شود با شنوائى عقلى آن را بفهمد و حديث را بيابد و تصديق نمايد.
هم چنان كه مخده ساره در حضور ابراهيم (ع) بود كه نيروى غيبى و معلم فرشته جبرئيل امين بابراهيم (ع) بشارت فرزندى بنام اسحاق و نوادهاى بنام يعقوب داد ساره از اين خبر و حديث واقعه خارجى در شگفت شده گفت شوهرم پير و فرسوده است پاسخ از فرشته مقرب كه گفت
(اتعجبين من امر اللَّه)
چگونه از قدرت احديت كبريائى در شگفت هستى اين نعمت سبب بركات ابدى است براى خانواده ابراهيم خليل (ع).
بعبارت ديگر مراد از جمله
(النبى الذى يرى في منامه و يسمع الصوت و لا يعاين الملك)
مراد رؤيت عقلى است نه رؤيت حسى كه وابسته با ماده طبيعى است و هم چنين مراد از سماع نيروى درك عقلى است و نيز مراد از كلمه صوت كلام عقلى است كه زياده بر الهام حقيقت بصورت جمله و عبارت همان حقيقت بقلب نبى القاء مىشود و باو تلقين و تفهيم مىشود.
زيرا بشر عادى هرگز بحقايق راه نخواهد يافت و فقط از طريق حس بخارج رابطه دارد و مراد از اينكه نبى صوت را مىشنود صوت آنچه باو از غيب الهام