درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٧ - الحديث الرابع
كريمه را مىشنيد با قلب خود و وحى را مىفهميد اين قسم اعلى مرتبه وحى آن است و اختصاص برسول و نبى دارد و مرتبه نازل وحى آنست كه مطلب علمى را از هاتف و موجود غيبى بفهمد و بشنود ولى گوينده را مشاهده ننمايد ولى مطلب را بلفظ و يا بمعنائى در قلب شنونده القاء نمايد هر دو صورت وحى صادق است و الهام اخطار بقلب است بدون واسطهاى كه مطلب علمى و معارفى باشد و يا امر حادث خارجى كه در قلب نورانى خطور نمايد.
و اما محدث فقط اختصاص بامر خارجى دارد نه علمى و معارفى هم چنان كه در لفظ حدوث و پيش آمد استفاده مىشود امر حادث خارجى را بازگو كند مانند تحديث جبرئيل امين با صديقه مريم عليها السلام.
نبوت عبارت از نيروىگيرنده تعليمات غيبى است كه بعض افراد بشر بنام پيامبران در اثر موهبت روح قدسى با ساحت كبريائى ارتباط مىيابند و بمقتضاى هدايت عمومى از چنين ارتباط و آموزش لازم است و از مظاهر صفت ربوبيت است تا سلسله بشر بتواند به كمال كه در كمون او بوديعت نهاده شده نائل گردد زيرا بشر از طريق حواس و نيروى خرد فقط مىتواند سود و زيان و نيازهاى اوليه زندگى خود را بتدريج درك كند و بفهمد ولى قانون و برنامهاى كه بتواند سعادت بشر را از هر لحاظ تأمين نمايد بدست نياورده و بآن پى نبرده است زيرا انسان اجتماعى با عواطف و افكار او كه در محور تأمين نيازهاى زندگى دور ميزند هرگز نميتواند قوانين و برنامهاى تنظيم كند كه مواسات بطور كامل در طبقات اجتماع فرمانروا باشد و سعادت واقعى و انتظام معيشت عموم بشر را بعهده بگيرد.
بالاخره برنامه اعتقادى و خلقى و علمى كه بتواند كمال نهفتهاى كه پروردگار در كمون انسان نهاده بظهور برساند و بمقامى از انسانيت رهبرى كند بشر هرگز بآن دسترسى نخواهد داشت جز در اثر ارتباط بعض افراد با دستگاه تعليمات غيبى زيرا معرفت آفريدگار و ستايش از نعمت آفرينش به حكم خرد لازم است و تخلف