درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٣ - الحديث الثانى
و خارج از حدود عبوديت معرفى نموده است هرگز ساحت كبريائى آن شخص متمرد را محال است كه بصفت عبد و رسول معرفى نمايد و بسوى جامعه اعزام نمايد و در ضمن روايت
(قال لا يكون السفيه امام التقى)
اين حقيقت را معرفى نموده است كسى كه رعايت وظيفه خود را ننموده و بعهد عبوديت خود به پيشگاه كبريائى تخلف نموده و خود را متمرد معرفى نموده و بخود و شئون خود ظلم نموده است و زندگى دنيوى و اخروى و هميشگى خود را باطل و بيهوده نموده است.
چگونه تصور ميرود كه ساحت كبريائى اين شخص كه ملتزم به شئون عقل و خرد نيست ساحت كبريائى را هتك نموده و در مقام تضييع حقوق خود بر آمده.
ساحت كبريائى اين شخص غير قابل را و هم چنين گفتار و سخنان و افعال و رفتار او را بر عموم مردم حجت قرار دهد و او را امام و رسول و زعيم معرفى فرمايد اين چنين عمل نقض غرض از اعزام رسول و امام است بسوى عموم مردم بلكه سوق عموم مردم بضلالت و گمرهى است.
در نتيجه سفيه كه در مقام ظلم و ستم و هتك ساحت كبريائى برآمده و شئون خود را از دست داده و اعلام خروج از حدود عبوديت نموده و مصالح و منافع خود را از دست داده چگونه تصور ميرود كه ساحت كبريائى او را عبد و صالح و مطيع معرفى فرمايد و اقوال و رفتار و گفتار او را بر عموم مردم تحميل فرمايد و او را فرد صالح و مهذب از هر گونه نقص عقيدتى و عملى معرفى فرمايد.
خلاصه هر يك از مناصب الهى از نظر مهم بودن آن فوق طاقت بوده و اكتسابى نيست و افراد مخصوصى كه بطور موهبت الهى صلاح ذاتى دارند در باره آنان تحصيل آن بطور تدريج خواهد بود و رسولان همه بطور تدريج بمقامات عاليه نايل آمدهاند از نظر اينكه اساس نظام بر حركت است كه از قوه به فعليت نهاده شده است و اين كمالى است كه در پيامبران و رسولان نهاده شده كه پيوسته در عين نيل بكمال مستكمل نيز خواهند بود.