درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٧ - الحديث الاول
امير مؤمنان (ع) در خطبه قاصعه ميفرمود همه شما مردم ميدانيد كه موضع من برسول صلّى اللَّه عليه و آله از نظر قرابت نسبى و سببى چگونه است مرا در حجر و جنب خود قرار ميداد و من كودك بودم مرا به سينه خود ميچسبانيد و مرا در بستر خود ميخوابانيد و بدن مبارك خود را بمن ميچسبانيد و رائحه عرق طاهر او را مىبوئيدم و لقمه غذا را آماده مىنمود و در دهان من ميگذارد و پيوسته بهمراه او بودم و از او پيروى مىنمودم مانند نوزاد كه از مادر خود تبعيت مىنمايد.
قوله (ع) حتى قال اللَّه إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي فقال اللَّه لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ من عبد صنما او وثنا لا يكون اماما:
بر حسب دلالت آيات كريمه باينكه مناصب نبوت و رسالت و خلت كه بطور تدريج بابراهيم خليل (ع) موهبت شد در اواخر عمر شريف او ساحت كبريائى باو پيشنهاد نمود كه منصب عالىترين بتو موهبت خواهيم نمود باينكه بمقام امامت نائل شوى و آن عبارت از مقام شهادت بر عقايد قلبى و اعمال جوارحى مردم و تصرف معنوى در باره سوق مردم بسعادت و تقرب بساحت قدس ربوبى است.
ابراهيم خليل (ع) زياده بر اين موهبت درخواست نمود كه بعضى از فرزندان او را نيز مورد موهبت منصب امامت قرار دهد هم چنان كه از رسول صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه ميفرمود انا من دعوت جدى ابراهيم مبنى بر اينكه جد من ابراهيم خليل (ع) مقام و منصب امامت و رسالت و خاتميت را از ساحت كبريائى براى من درخواست نموده است بديهى است كه منصب را براى بعض فرزندان صالح خود خواسته است كه رسالت و خاتميت را نيز حايز است نه براى بعض فرزندان بدون قيد صلاح كه شامل مطلق فرزند گردد زيرا مقام خلت و قدس روح ابراهيم (ع) منزه از اين درخواستى است كه پذيرفته نخواهد شد با توجه باينكه هرگز رسولان از ساحت ربوبى درخواستى نخواهند نمود جز پس از اينكه در آن باره اذن و اجازهاى صادر از مقام كبريائى شده باشد و خواسته مورد اجابت بطور حتم قرار گيرد.