درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٤ - الحديث الرابع
هشام گفت آفريدگار عالم و آگاه بر مصالح عموم مردم است.
شامى گفت آيا براى قيمومت و نظارت بر وظايف دينى و دنيوى مردم كسى را معين نموده كه عموم را رهبرى نمايد و گفتار حق آنان را از باطل تميز دهد.
هشام گفت در زمان حيات رسول صلّى اللَّه عليه و آله يا در همه اوقات.
شامى گفت در زمان حيات و رسالت رسول صادع اسلام صلّى اللَّه عليه و آله خود او زعيم و قيم امور دين و دنياى مسلمانان بود امروز كه پس از پايان دوره رسالت و تبليغ رسول صلّى اللَّه عليه و آله است چه كسى زعيم و قيوم امور اجتماعات اسلامى است و نظر او مرجع و سبب حل اختلاف مردم خواهد بود.
هشام پاسخ گفت همين شخص بزرگوار كه در حضور او هستيم و براى بحث و مناظره تو از شام باين مكان سفر نمودهاى و مردم نيز از هر سو بسوى او متوجه هستند و از او مسائل خود را سؤال نموده پاسخ مىشنوند و بما از اخبار آسمان و كرات بالا و جوانب زمين خبر ميدهد از نظر امامت منصب الهى و وصايت كه از پدر و جدّ بزرگوارش باو محول شده است.
شامى بچه طريق بفهمم و تصديق نمايم اين كرامات و معجزات را از او.
هشام پاسخ گفت از حضرتش هر چه ميخواهى سؤال بنما پاسخ سؤالات تو را خواهد داد.
شامى گفت حجت و دليل را براى من تمام نمودهاى بايد از حضرتش سؤال نمايم.
امام صادق (ع) فرمود اى شامى بتو خبر دهم كه از شام چگونه سفر نموده و رويدادها چه بوده است.
شامى پس از شنيدن سخنان امام در شگفت شده عرض نمود من الآن اسلام را پذيرفته مسلمان شدم.
امام (ع) بشامى فرمود بلكه الان ايمان را قبول نمودهاى زيرا اسلام قبل از