درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٠ - الحديث الاول
از كسب معلومات و انتقال بنظريات بمرتبه عالى حكمت الهيه و بصورت جوهر روحانى در مىآيد در اين صورت مجرد است و ترغيب باعث ارتقاء و توجه بغايت كه غرض اصلى است و حوادث ناگوار و ابتلائات و فتنهها نيز تأثير بسزائى در صفا و نورانيت قلب مؤمن خواهد داشت.
روح بشر داراى مراتب چنديست آغاز آن كه بجنين دميده مىشود از آن تعبير به نفس نباتى مىشود كه منشأ نمو و تغذيه است و پس از نمو و رشد و تماميت جوارح بخارج از رحم انتقال مىيابد و پس از رشد بمرتبه نفس حيوانى ميرسد و داراى نيروى خيال و مرتبهاى از تجرد را واجد خواهد بود و پس از رشد و استعداد اعضاء و جوارح بيشترى داراى نفس ناطقه و تعقل شده و عمل قبيح را از نيكو و صالح را از طالح تميز خواهد داد و مرتبه عالى از نفوس بشرى عقل بالفعل و يا عقل بسيط شده و از آن تعبير بكلمه جامعه و نور ايمان و لطيفه ملكوتى مىشود كه داراى علم و نور عرفان خواهد بود.
خلاصه چنانچه آفريدگار در باره فردى اراده فرمايد كه خير و صلاح باو توجه نمايد و او را فرا بگيرد روح و روان او را از رذايل منزه و پاكيزه مىنمايد و در اثر صفا و نورانيت بمرتبه بالاترى نائل خواهد آمد و از لوازم و شواهد آن آنست كه چنانچه امر خير و صلاحى را بشنود بپذيرد و از آن پيروى نمايد و امر ناسزائى را بفهمد و از آن اجتناب نمايد.
بالاخره روح بشر داراى مراتب چنديست و متفاوت در شدت و ضعف و در نورانيت و صفا خواهد بود ولى همه آنها موجود بوجود واحد هستند كه بتدريج براى انسان حاصل مىشود و مرتبه ديگر از روح كه اختصاص باولياء دارد و روح قدسى است و از آن تعبير بعقل و فعال مىشود و از عقل هيولائى و بالقوه كه به مرتبه عقل بالفعل و عقل بسيط رسيده تعبير به عقل مستفاد مىشود و عبارت از روح ايمان و نور ملكوتى و لطيفه الهى است.