درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٩ - الحديث الاول
آمد و آنگاه ساحت فياض على الاطلاق در مقام پذيرش خواسته او بر خواهد آمد از اين بيان استفاده شد كه تابش نور و سعادت در زمينه قابل است و پس از افاضه نور الهى محال است كه نيرواى بتواند از فيضان نور و دوام موهبت صفاء و نورانيت مانع شود.
قوله (ع): فان اللَّه اذا اراد بعبد خيرا طيب روحه فلا يسمع معروفا الا عرفه و لا منكرا الا انكره:
بيان آنست كه چنانچه ساحت كبريائى روح و روان فردى را شايسته بداند و صلاحيت خير و صلاح را داشته باشد روح او را از رذائل پاكيزه نموده و شايسته تلقى و قبول موهبت مىنمايد و اين صلاحيت امر مرموزيست با شرايط خاصى صورت ميگيرد از جمله شواهد و آثار آن آنست كه مطلب خير و معروفى را بشنود و يا مشاهده نمايد از نظر صلاحيت در مقام پذيرش و قبول آن بر مىآيد و از آن پيروى مىنمايد هم چنين امر قبيح و عمل ناشايستهاى را بشنود و يا مشاهده نمايد بيدرنگ از آن تبرى مىجويد اين شاهد اقتضاء ذاتى و مسألت درونى است كه از ساحت فياض على الاطلاق درخواست نورانيت و صفاء روح مىنمايد و پذيرفته خواهد شد.
قوله (ع): ثم يقذف اللَّه في قلبه كلمة يجمع بها امره:
حرف ثم براى تأخير و تراخى است بيان آنست كه افاضه نور و تابش ثمره و متأخر از صلاحيت اهل ايمان است كه بمقام بالاترى از ايمان نائل گردد و بكمال نفسانى و قوه نظرى و بمقام عقل بالفعل كه لطيفه ملكوتى است و نور علم و عرفان است در فطرت هر فردى از اهل ايمان بطور اقتضاء نهاده شده برسد و در صورت تكرار و كثرت معلومات بمقام عقل بسيط خواهد رسيد.
مراد از قلب اهل ايمان لطيفه ملكوتى است كه قابل تلقى نور و عرفان حكمت است و در آغاز امر و فطرت خالى از صور ادراكى بنام عقل هيولى است و پس