درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٦ - الحديث الرابع
او كميت و يا كيفيت در ذات و يا در صفات او رسوخ نموده و كبريائى او را مشوب بنقص و عجز نمايد.
و مفاد كلمه معدولة بلا كينونية و بلا كيف آنست كه در وجود قدس ربوبى شائبه حصول و عرض نخواهد بود نه در ذات و نه در صفات زيرا چنانچه در ذات كبريائى صدور و حصول و عروض صادق شود لازم و مفاد آن آنست كه وجود او عاريتى و عارضى بوده و اصيل و قائم بذات نبوده است وجودى كه عاريتى باشد لا محاله صفات او نيز عاريتى و حادث خواهد بود.
هم چنان كه بشر وجود او عاريتى و از فياض على الاطلاق است همه صفات ذاتى او نيز مانند حيات و قدرت و علم و اراده عاريتى و زايد بر ذات و حادث خواهد بود در صورتى كه وجود ذاتى بحت و بسيط و قائم بذات خود لازم آن نيز آنست كه صفات كمال از شئون و جودى است ذاتى و اصيل و عين ذات خواهند بود و ذات كبريائى او نيز عين صفات وجودى خواهد بود.
قوله (ع): كان ليس له قبل هو قبل القبل بلا قبل:
بيان صفت سلبى است باينكه موجودى كه قبل از او باشد نخواهد بود به قبليت بذات زيرا وجود او بسيط و داراى اجزاء مانند ماده و صورت نيست و هم چنين مقوم ماهيت مانند جنس و فصل براى او نخواهد بود بالاخرة علت ناقص و يا سبب تام براى كبريائى او نخواهد بود بلكه ساحت او سبب حقيقى و خالق هر موجودى و پديدهاى است.
بلكه ساحت قدس ربوبى قبل بذات خود بر موجودات امكانى دارد نه بطور قبليت زايد بر ذات كه عاريتى و عارضى باشد بلكه قبليت او حقيقى و ذاتى است از نظر اينكه خالق و آفريدگار همه مبادى مىباشد خلاصه نظر باينكه اوليت و قبليت او عين ذات او مىباشد پس اوليتى زايد و عاريتى ندارد و نيز نظر باينكه مبدء بطور اطلاق است بر هر مبدئى مقدم است.