درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١١ - الحديث الثالث
آن زمان باشد و مفاد جمله (متى كان) سؤال از خصوصيت زمانى است كه براى وجود او اتفاق افتاده و در ساير اوقات نبوده است.
هم چنان كه مفاد جمله (اين كان) سؤال از خصوصيات مكان است كه در آن تحيز و تمكن نموده و در ساير اماكن نبوده است خلاصه زمان از نظر اينكه مقدار حركت و علت تغير موجودات زمانى است و سبب تغير آن تغير و هويت آن غير قار الذات مىباشد هم چنين علت و سبب تكثر اشياء آنها انقسام كه لازم ذات و هويت ذات اجزاء متباين در وضع است و ساحت كبريائى از نظر اينكه وجود بحت و صرف و بسيط است هرگز معرض تغير و تحول قرار نخواهد گرفت بلكه ساحت او مبدع و خالق زمان و زمانيات و موجودات است بر اين اساس هرگز شايسته نيست سؤال شود از ساحت او چگونه بوده و خواهد بود و از نظر اينكه وجود او بحت و بسيط است و منزه از تكثر و تجزيه ذهنى و يا فرضى و خارجى است در باره او سؤال از مكان بيهوده است بلكه ساحت او خالق مكان و زمانيات است و هم چنين ساحت كبريائى او منزه از كيفيت و چگونگى است كه زايد بر ذات باشد و موجب تغير و انفعال و عروض قوه بعد از حالت ضعف و يا ضعف قبل از فعل است كه از لوازم فواعل طبيعى است و ساحت ربوبى منزه از نقص و امكان است
قوله (ع) و لا يسئل عن شىء:
بيان صفت سلبى است هرگز مورد سؤال و مؤاخذه قرار نخواهد گرفت و هم چنين هرگز معرض ندامت و توبيخ در باره فعل و اثرى كه انجام داده قرار نخواهد گرفت.
زيرا وجود او واجب و جز او موجود عاريتى است و حق سؤال و مؤاخذه براى وجود تابع بر متبوع خود نخواهد بود زيرا وجود عاريتى آميخته بجهالت و قصور و خطا در گفتار و عمل خواهد بود.