درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٨ - الحديث الثالث
بطور اطلاق و دائم همين است و بر موجودات امكانى قيوميت دارد و اراده او نافذ است و در اثر فيض وجود هستى همه موجودات قائم باو خواهند بود و همه تأخر ذاتى و وجودى كه لازم وجود عاريتى است از او خواهند داشت و هم چنين ساير لوازم وجود عاريتى از قبيل زمان و مكان و تحيز و تحول و تجدد فيض پى در پى همه لازم وجود قائم بغير است.
قوله (ع): و كل شىء هالك الا وجهه له الخلق و الامر تبارك اللَّه رب العالمين
: از نظر اينكه موجودات امكانى توأم با عدم و ماهيت است و هر موجودى آميخته بقيد تيرهگى و عدم است لا محاله مراتب و درجات بىشمار خواهد داشت.
وجود حقيقت و بسيط است نه جنس دارد نه فصل و نه حد و نه معرف و اختلاف مراتب بىنهايت آن در اثر كمال و نقص و تقدم و تأخر و علت و معلول و غنى و حاجت است و يا در اثر امور عارضى است هم چنان كه در افراد ماهيت واحده است.
و غايت كمال آن صرف وجود و حقيقت واجب است كه مقتضى كمال ذاتى و عدم تناهى است و مرتبه ثانى از وجود توأم با قصور و نقص خواهد بود و قصور و نقص وجود نه جزء حقيقت وجود است و نه از لوازم آن زيرا قصور عبارت از عدم و سلب وجود است و يا سبب كمال آن نتيجه اينكه قصور و نقص از شئون وجود نيست بلكه در اثر مرتبه ثانوى و تاخر و معلوليت آنست و قصور و نقص توأم با وجود ثانوى و معلول است در اثر اينكه از وجود حقيقى افاضه شده است و معلول و مجعول متأخر از علت و جاعل خواهد بود بالاخره هويات ثانوى تعلق محض و ربط بجاعل هستند.
و موجودات قدسيه كه از ساحت كبريائى صادر و شرف صدور مىيابند عالم امر و عبارت از ارواح قدسيه است با تفاوت بىنهايت درجات و مراتب آنان در قرب