درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٢ - الحديث الثالث
و هست قبل از اينكه نظام خلقت را بسط دهد و عوالم خلقت هيچ گونه تأثيرى در ملك و مالكيت و سعه قدرت كبريائى نخواهد داشت و هرگز از موجودات و مخلوقات استفاده قدرت و عظمت كبريائى نخواهد نمود بلكه از جمله صفات ذاتى او قدرت و مبدئيت براى عوالم امكانى است بدون اينكه سبب ظهور قدرت قاهر او گردد.
قوله (ع): و ملكا جبارا بعد انشائه للكون:
جمله عطف و تقدير ان لم يزل ملكا بوده است كه فرمانروائى و مالكيت كبريائى او پس از اينكه اشياء را آفريده است مانند قبل از خلقت نظام موجودات است.
بالاخره از طريق خلق استكمالى نداشته و نياز بموجودى ضعف خود را رفع ننموده است زيرا كمالات واجب او بنفس ذات كبريائى است حال قبل از انشاء موجودات و بعد از آنها يكسان است.
هر شىء كه گوهر دانش بسيط نهايت بساطت باشد كمال هر چيز را دارا خواهد بود جز اينكه از قبيل كمال نباشد مانند اعدام و نقائص زيرا حقيقت بسيط گوهر شفافى است تهى از تيرهگى و نقص و عيب و چنانچه آميخته به عيب باشد بكمال مطلق هرگز توصيف نگردد از اين رو مفاد واحد را چنين توان گفت گوهر درخشانى است در شدت و قوت و نيرو پايان ناپذير است چه آنكه صرف گوهر درخشنده بىحد و بىنهايت است كه پرتوى از آن جهان را تا ابد بپا داشته و اساس همه خيرات و كمال و هستىها است.
قوله (ع): فليس لكونه كيف و لا له اين و لا له حد و لا يعرف بشيء يشبهه:
جمله مبنى بر بيان صفت سلبى است و اينكه وجود واجب قائم بذات ازلى است و هرگز وجود و كون او عاريتى و عارضى نخواهد بود و بر او حوادثى رخ