تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٦١

١- در جاى خود مقرّر است كه؛ تضعيفات ابن الغضائرى، ضعيف است! و بر آن، اعتمادى نيست!.

٢- صدوق، كه از محمّد بن قاسم- مصاحب خودش- تفسير را أخذ كرده، كسى است كه؛ از اين كتاب، فراوان از او نقل ميكند. و يادى از او نميبرد، مگر اينكه؛ پشت سرش [رضى اللَّه عنه‌] يا [رحمه اللَّه‌] ميگويد، و گاهى؛ با كنيه‌اش، او را ياد ميكند. چگونه ضعف و كذبش، بر او پوشيده مانده! و ابن الغضائرى، بعد از قرونى آن را شناخته است!؟.

٣- چگونه؛ ضعف و كذبش، بر جماعتى كه اين تفسير جعلى را!- بزعم ابن الغضائرى- از صدوق، روايت كرده‌اند، مخفى مانده است؟ و اين جماعت، عبارتند از:

محمّد بن أحمد بن شاذان پدر أحمد- شيخ كراچكى- و جعفر بن أحمد- شيخ القميّين در زمان خودش- كه صاحب كتب زياد است، و نيز شيخ و أستاد صدوق، بوده است.

و حسين بن عبيد اللَّه غضايرى، چنان كه؛ در اجازه كركى است.

و محمّد بن أحمد دوريستى.

و أبو منصور، أحمد بن علىّ بن أبى طالب، طبرسى.

٤- تفسير، به أبو محمّد- حسن عسكرى- عليه السّلام منسوب است، نه پدرش أبو الحسن ثالث عليه السّلام!.

٥- سهل ديباجى و پدرش، در سند اين تفسير، داخل نيستند. و اين دو را أحدى در سند آن، ذكر نكرده است!. بنا بر اين؛ نسبت جعل باو، كذب و افتراء است!. تمام اينها؛ كاشف از خلط مبحث است! و كلمات آنها را از اعتبار ساقط ميكند!.

٦- طبرسى در إحتجاج، تصريح ميكند كه؛ آن دو نفر راوى، از شيعه إماميّه‌اند. چطور، ميگويد كه؛ از دو نفر مجهول! روايت ميكند!؟ از محقّق داماد، عجيب است كه؛ كسانى را كه سند را معتبر دانسته و بر تفسير، اعتماد كرده‌اند، نسبت قصور و عدم تمهّر داده است!؟ و حال آنكه آنها عبارتند از: جدّش، محقّق ثانى، و شهيد ثانى، و قطب راوندى، و ابن شهرآشوب، و طبرسى و ديگران. علاوه بر اينكه؛ در اين اشتباهات واضح در كلام ابن الغضائري و خلاصة الأقوال، تأمّل نكرده! و در آنها، ندانسته (و نسنجيده!) فرو رفته! بلكه؛ اشتباهاتى، اضافه بر آنها، مرتكب شده است!.