تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٤٨ - در باره«اهدنا الصراط المستقيم»

گفتند؛ (١) رسول خدا (ص) فرمود:

«عمار را، گروه تجاوز كار ميكشد!» در اين لحظه، [عمر و عاص‌]، بر معاويه وارد شد و گفت: اى أمير المؤمنين! مردم، بهيجان و اضطراب درآمده‌اند!.

گفت: براى چه!؟

گفت: بخاطر كشتن عمّار ياسر! آيا چنين نيست كه؛ واقعا! رسول خدا (ص) فرمود: «عمّار را، گروه تجاوز كار ميكشد!» معاويه باو گفت: در سخنت كوتاه آمدى! آيا؛ ما او را كشتيم؟! جز اين نيست كه؛ علىّ بن أبى طالب- هنگامى كه؛ او را بين سر نيزه‌هاى ما افكند- او را كشت! اين مطلب، به (گوش) على رسيد، فرمود:

پس؛ در اين صورت، پيامبر خدا (ص) است كه؛ حمزه را كشت!- هنگامى كه او را بين سرنيزه‌هاى مشركين افكند!- (٢) آنگاه؛ إمام صادق عليه السّلام فرمود:

خوشا بحال كسانى كه؛ آنها چنانند كه رسول خدا (ص) فرمود:

«اين دانش را دادگران هر نسلى حامل‌اند، كه؛ تحريف خودسران و غاليان! و ادّعاى دروغ پوچگرايان! و تأويل جاهلان را از آن، دور سازند!.» در اين لحظه، مردى بآن جناب گفت:

يا ابن رسول اللَّه! من، بواسطه بدنم از يارى شما عاجزم! و جز بيزارى از دشمنان شما! و لعن آنها را مالك نيستم! پس؛ حالم چگونه است؟

إمام صادق عليه السّلام باو فرمود:

پدرم از پدرش از جدّش حديث نمود كه، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود:

كسى كه؛ از يارى ما- أهل بيت- عاجز و ناتوان شد! و در نهان و خلوتهاى خويش بلعن دشمنان ما پرداخت، صداى او را خدا، بجميع فرشتگان- از زمين تا عرش الهى- رسانيد! و هر زمان كه؛ اين مرد، دشمنان ما را لعن خاصّى نمود، او را (فرشتگان)، يارى و مساعدت كردند! و بلعن هر كه مشغول است (آنان نيز) لعنش كردند! آنگاه؛ به ثناى اين (مرد الهى) پرداختند و گفتند: