تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٤٧ - در باره«اهدنا الصراط المستقيم»
(١) گفت: با جهل و نادانىات بچيزى كه بآن مشرّف شدى! و اينكه علم و دانش جدّ و پدرت را رها كردى، شرف جدّ و تبار تو، برايت بىفايده است! چون؛ نبايستى، آنچه را كه حمد و ثناى آن و ستايش فاعل آن، واجب است، منكر شوى!.
گفتم: آن چيست؟
گفت: قرآن- كتاب خدا- گفتم: و آنچه از قرآن كه باو جاهلم چيست!؟
گفت: فرمايش خداى عزّ و جلّ «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها»[١] همانا من؛ وقتى كه دو قرص نان، دزديدم، دو [سيّئه] بود. و زمانى كه؛ دو انار دزديدم، دو [سيّئه]. اين (رويهم) چهار [سيّئه]. و چون، هر يك از آنها را صدقه دادم، چهل [حسنه] شد! و از چهل حسنه، در إزاء چهار سيّئه، چهار حسنه، كم كن! سى و شش حسنه، باقى ماند!.
گفتم: مادرت بعزايت بنشيند! تو، بكتاب خدا، جاهلى! آيا؛ گفتار خدا را نشنيدى كه فرمود: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»[٢] يقينا تو؛ وقتى كه دو قرص نان دزديدى، دو سيّئه بود، و چون؛ دو انار دزديدى دو سيّئه!. چون؛ بدون أمر صاحبشان بغير صاحبشان دادى، جز اين نيست كه؛ چهار سيّئه بچهار سيّئه افزودى! و چهل حسنه بچهار سيّئه نيفزودى! پس؛ شروع كرد به نگاه كردن من! كه رهايش كردم و برگشتم!.
إمام صادق عليه السّلام فرمود:
بمانند اين تأويل زشت جاهلانه دور از حريم حق، گمراه ميشوند! و گمراه ميكنند!، و اين، تأويل (و توجيه) معاويه است- كه آنچه لايق او است، بر او باد!- او، زمانى كه بقتل عمّار ياسر رحمة اللَّه عليه، پرداخت! لرزه بر اندام گروه كثيرى افتاد! و
[١] أنعام، آيه ١٦٠
[٢] مائده، آيه ٢٧.