تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٤٢ - در باره«إياك نعبد و إياك نستعين»
رزقتان دهم. (١) و تمام شما، گنهكاريد! جز آنكه آمرزش و گذشتم را نصيبش كردم، پس؛ از من، مغفرت و آمرزش بخواهيد! تا شما را بيامرزم. و هر كه بداند كه من، بآمرزش و مغفرت، داراى توان و قدرتم! و او، بتوان و قدرتم مغفرت و آمرزش بخواهد، او را مىآمرزم و باكى ندارم!.
و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هيچ تر و خشكى نماند، جز اينكه؛ بر پاك و نظيف كردن دل بندهاى از بندگانم اجتماع كنند، در ملك و سلطنتم باندازه پر مگسى نيفزايند! و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هيچ تر و خشكى نماند، جز اينكه؛ بر آلوده و بدبخت كردن دل بندهاى از بندگانم اجتماع كنند، از ملك و سلطنتم باندازه پر مگسى نكاهند!. و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هيچ تر و خشكى نماند، جز اينكه؛ اجتماع كنند و هر يك از آنها، آنچه بخواهد و بذهنش برسد، تمنّا و آرزو كند، باو عطا كنم! آن، در ملك و سلطنتم نمودى ندارد!، همچنان كه اگر؛ يكى از شما، بر لب دريا گذر كند، و در آن، سوزنى فرو برد! آنگاه؛ بيرون آورد. و اين، بدان جهت است كه؛ من جواد و بخشندهام! با عزّت و مجدم! بىنياز و با محبّتم!. عطايم كلامى است و عذابم كلامى! پس؛ آنگاه كه چيزى اراده نمودم، جز اين نيست كه؛ باو ميگويم: باشد! بلا درنگ! ميباشد.
اى بندگان من! برترين و بزرگترين بندگى و طاعات را بجا آوريد! تا اينكه؛ بتسامح و مدارا، با شما رفتار كنم- گرچه در ما سواى آن، كوتاه آمديد!- و بزرگترين و زشتترين معاصى را رها كنيد! تا در ارتكاب گناهان ما عداى آن، با شما مناقشه نكنم! البتّه؛ بزرگترين طاعات و بندگى، توحيد من! و تصديق پيامبر من! و تسليم بوصىّ او است، و آن، علىّ بن أبى طالب و پيشوايان پاك نسل او، صلوات اللَّه عليهم است. و البتّه؛ بزرگترين معاصى، نزد من، كفر و ناسپاسى بمن! و پيامبر من! و جدائى و مخالفت ولىّ محمّد است!- يعنى: علىّ بن أبى طالب و أولياء بعد از او- پس اگر خواستيد در [منظر أعلى!] و بالاترين شرف، نزد من باشيد! نبايستى؛