تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٣٢ - در باره«الرحمن الرحيم»
(١) آنگاه؛ على عليه السّلام فرمود: آيا ميدانى اين [رحم] چيست؟- كه هر كه با آن، رابطه برقرار نمود، (خداى) رحمان، با او، رابطه برقرار نمود! و هر كه از آن، بريد! (خداى) رحمان، از او بريد!؟- گفته شد: يا أمير المؤمنين! هر قومى را باين وادار نمود كه؛ خويشان و أقوامشان را إكرام و احترام كنند! و صله رحم بجاى آورند! بآنها فرمود: آيا؛ بر اين واميدارد كه؛ با أرحام كافرشان صله رحم كنند!؟ و كسى را بعظمت شناسند كه خدا، كوچكش شمرده!؟ و حال آنكه؛ احتقار و كوچك شمردن كفّار را بر او واجب كرده است!؟.
گفتند: نه، ولى؛ آنها را به صله أرحام مؤمنشان وادار نموده است.
افزود، كه؛ أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود: آيا؛ براى اتّصالشان بپدر و مادر خويش، حقوق أرحام و خويشانشان را واجب ساخت؟
(مخاطب، إظهار نمود:) گفتم: آرى، اى برادر رسول خدا.
فرمود: در اين صورت، آنها- فقط- حقوق پدران و مادران را در باره آنان، برآورده ميسازند!.
گفتم: آرى! اى برادر رسول خدا.
فرمود: پدر و مادرشان- فقط- آنها را در دنيا، غذا ميدهند و از ناملايمات و مصائبش نگه ميدارند! و آن، نعمتى است نابودشونده! و ناملايمى است كه از بين ميرود! در صورتى كه؛ رسول پروردگارشان، بنعمت دائمى- كه از بين نرود- سوقشان داد! و از ناملايمى نگهدارشان بود كه فناناپذير و أبدى است!.
بنا بر اين؛ كداميك از اين دو نعمت، عظيمتر است؟
گفتم: نعمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله، أجلّ و أعظم و بزرگتر است! فرمود: پس چگونه جايز باشد كه؛ بر أداى حقّ كسى وادار نمايد كه؛ خدا، حقّش را كوچك شمرده! و بر أداى حقّ كسى وادار نكند كه؛ خدا، حقّش را ببزرگى ياد كرده است!؟