تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٦٩
«قاعده كلّى در جرح و تعديل، كه در اين باب، از آن بىنيازى نيست!» و حاصلش اينكه:
سكون بقول مادح، با عدم معارض، راجح است. امّا؛ سكون بقول جارح- و لو اينكه بدون معارض باشد- مرجوح است، ...
مرادش اينست كه؛ از قدح، آنچه در «كتاب الضّعفاء» است، أثرى ندارد. و بنا بر تقدير هر دو صورت- وجود معارض با آن، و عدمش- بآن، اطمينان حاصل نميشود، (يعنى:) با وجود معارض، بمعارضه ساقط است، و با وجود عدم معارض، هم ساقط است.- إلحاقا له بالغالب- بجهت شيوع تهمت در قدح و شايع نبودنش در مدح.
خلاصه: كتاب «حلّ الإشكال» كه در آن، «كتاب الضّعفاء» مندرج است، بخطّ مؤلّفش سيّد بن طاوس، تا سال يك هزار و اندى، موجود بود. ابتداء؛ نزد شهيد ثانى بود- چنان كه آن را در اجازهاش بشيخ حسين بن عبد الصّمد، بيان كرده است- و بعد از او، بفرزندش صاحب معالم، منتقل شده! و از آن، كتابش را كه موسوم به «تحرير طاوسى» است، استخراج كرده[١]، سپس؛ آن نسخه، عينا نزد مولى عبد اللَّه تسترى (كه در سال ١٠٢١ در اصفهان وفات يافته) موجود بوده است. [البتّه؛ آنچنان كهنه! كه در معرض تلف و نابودى قرار داشته!]. بخصوص؛ عبارات «كتاب الضّعفاء» منسوب به ابن الغضائرى را بترتيب حروف، از آن استخراج كرده و در اوّلش فقط سبب استخراجش را بيان داشته. آنگاه؛ شاگردش مولى عنايت اللَّه قهپايى، تمام آنچه را كه، مولى عبد اللَّه نامبرده، استخراج كرده، در كتابش «مجمع الرّجال» جا داده است! و در اين «مجمع الرّجال» كتب پنجگانه رجالى، جمعآورى شده، حتّى؛ خطبههايش- عينا- در أوّل اين مجمع، آورده شده است.
أمّا؛ ابن الغضائرى، كه «كتاب الضّعفاء» باو منسوب است، نه در فهرست شيخ، شرح حال مستقلّى دارد! و نه در «نجاشى»!. و مراد از ابن الغضائرى، همان أبو الحسين أحمد بن أبى عبد اللَّه حسين بن عبيد اللَّه بن إبراهيم غضائرى است، كه؛ پدرش حسين بن عبيد اللَّه[٢] از أجلّه مشايخ طوسى و أبو العبّاس نجاشى است. او، معاصر اين دو نفر بود، و شيخ طوسى در أوّل «فهرست»، او را از شيوخ طايفه و أصحاب تصانيف، بشمار آورده! و با نجاشى، در قرائت بر پدرش حسين بن عبيد اللَّه شركت داشته- چنان كه؛ نجاشى، آن را در حالات أحمد بن حسين بن عمر، بيان داشته است- و در قرائت بر أحمد بن عبد الواحد، نيز، مشترك بودهاند! [چنان كه؛ آن را در شرح حال علىّ
[١] الذّريعه، جلد ٣: ٣٨٥.
[٢] كه در سال ٤١١ از دنيا رفته است.