تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٦٨

ساخته، و عبارات كتب پنجگانه رجالى را- كه عبارتند از؛ رجال شيخ طوسى، و فهرست او، و إختيار كشّى، و نجاشى و [كتاب الضّعفاء] منسوب به ابن الغضائرى- در آن جمع كرده است. و سيّد، در أوّل كتابش، بعد از ذكر كتب پنجگانه، چنين ميگويد:

«و براى من، در باره همه اين كتابها، روايات متّصله‌اى است، بجز كتاب ابن الغضائرى» و از اين عبارات، آشكار مى‌شود كه؛ سيّد، آن را از أحدى روايت نكرده! فقط؛ آن را منسوب باو يافته است. و سيّد، كتاب ديگرى، راجع به ممدوحين، كه منسوب به ابن الغضائرى باشد، نيافته! و إلّا؛ بدرج آن نيز ميپرداخت، و بر [ضعفاء] اكتفا نميكرد. سپس در اين مطلب، دو شاگرد سيّد: علّامه حلّى‌[١] در [خلاصة]، و ابن داود در رجالش‌[٢] از سيّد، تبعيّت كرده‌اند. و آنچه استادشان سيّد ابن طاوس در «حلّ الاشكال» بدرجش پرداخته، آنها در كتابشان، عين آن را وارد ساخته‌اند.

و [ابن داود] هنگام بيان شرح حال أستاد نامبرده‌اش، تصريح ميكند كه؛ أكثر فوائد و نكته‌هاى اين كتاب، از اشارات و تحقيقات اين أستاد است. آنگاه؛ متأخّرين علّامه و ابن داود، همگى از اين دو نفر نقل ميكنند، چون كه؛ نسخه «كتاب الضّعفاء» كه سيّد بن طاوس، آن را يافته، تحقيقا؛ خبرش از متأخّرين سيّد، منقطع است. و از كتاب منسوب به ابن الغضائرى، بجز آنچه سيّد بن طاوس در كتاب خود «حلّ الإشكال» جا داده، چيزى باقى نمانده است. و اگر آن نبود، از اين كتاب، أثرى باقى نبود. و درج آن از طرف سيّد، بخاطر اعتبارش نزد سيّد نيست، بلكه؛ براى اينست كه، ناظر كتابش، از روى بصيرت، بآن نظر كند! و بر جميع آنچه در حقّ اين شخص- حق يا باطل- گفته شده يا گفته مى‌شود، آگاه و مطّلع باشد، تا ملزم بتتبّع و استعلام از حقيقت مطلب گردد.

بنا بر اين؛ سيّد، آن را درج ننمود، مگر؛ بعد از چنين اشاره و ايمائى بشأن كتاب، كه: أوّلا: بحس ترتيب يادآوريش بعد از همه، آن را يادآور شده. ثانيا: تصريح باينكه؛ آن، از مرويّات او نيست، بلكه؛ آن را منسوب به ابن الغضائرى يافته است. نتيجة؛ صحّت انتساب آن را به ابن الغضائرى از ذمّه خود، تبرئه ميكند. و باين نيز اكتفا نميكند، بلكه؛ در أوّل كتابش بتأسيس ضابطه كلّى پرداخته كه سستى تضعيفاتى را كه در اين كتاب وارد است، افاده ميكند- حتّى اگر فرضا نسبت آن بمؤلّفش معلوم باشد-.

عنوان اين ضابطه را چنين قرار داده است:


[١] جمال الدّين، أبو منصور حسن بن سديد الدّين، يوسف بن زين الدّين علىّ بن مطهّر حلّى، كه در سال ٦٤٨ متولّد شد و در سال ٧٢٦ وفات يافت، و در نجف أشرف! مدفون گرديد.

[٢] حسن بن داود حلّى، كه در سال ٦٤٧ متولّد شد، و كتاب رجالش را در سال ٧٠٧ تأليف كرد.