تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٦٦
است، ميگويد:
«أبو الحسن محمّد بن قاسم مفسّر جرجانى رضى اللَّه تعالى عنه! بر ما، حديث نمود كه؛ أحمد بن حسن حسينى، از حسن بن على- أبو محمّد عسكرى- از پدرش از محمّد بن على (تقىّ جواد) از پدرش رضا، از پدرش موسى بن جعفر ... بر ما حديث كرد» آنگاه؛ با اين أسناد، هشت حديث ديگر- از آنچه كه در تفسير إمام عسكرى نيست- آورده است. و بعين اين سند، حديثى در أمالى[١] اين چنين مىآورد:
«صدوق، از مفسّر، از أحمد بن حسن حسينى، از حسن بن على، از پدرش، از محمّد بن على، از پدرش رضا، از پدرش موسى عليهم السّلام» و از اينجا پيدا است كه؛ سند ديگر كه در أمالى (صفحه ٢١٥) مذكور است، در آن، افتادگى و تصحيفى روى داده! و آن، چنين است:
«صدوق از مفسّر، از أحمد بن حسن حسينى، از حسن بن علىّ بن ناصر، از پدرش رضا، از پدرش موسى بن جعفر عليهم السّلام» البتّه؛ كسى كه از پدرش رضا، روايت ميكند! جز محمّد بن علىّ جواد نيست، پس؛ ناصر، تصحيف آن است! و واسطه، ساقط است.
بنا بر اين؛ از آنچه بيان كرديم، آشكار است كه؛ مفسّر نامبرده، از معروفين عصر خويش است و از مشايخ اجازه كثير المشايخ و واسع الرّوايه است!. و اكنون ميگوئيم كه او، أهليّت و شايستگى دارد كه برواياتش وثوق و اعتماد حاصل گردد! و سزاوار است كه بصحّت آن روايات، و جزم و يقين بحجيّت آنها، اطمينان بوجود آيد. و تحقيقا ما؛ آنچه كه از سيره راوى و شاگرد او- شيخ صدوق- و شرح وقايعش [از ولادت تا وفات او] ميدانيم، بر اين واقعيّت، دلالت ميكند. و ما، آنچه كه از أحوال شاگرد او، معرفت و شناسائى داريم، اينست كه؛ او از علماى متوسّط نبود! بلكه؛ در جانب عظيمى از تفقّه و وثوق و تقوى بود! و در أمور دين، در غايت ورع و پايدارى و استقامت بود! و از كسانى نبود كه در امور دين، سهل انگار باشد! يا در أخذ حديث، از غير موثّق، روايت كند!- چه رسد به كذّابين!- بلكه؛ برجال (حديث،) بينا و بصير، و ناقد أخبار بود! [چنان كه در فهرست شيخ طوسى مذكور است]. بنا بر اين؛ حديث ناقص العيار را أخذ نميكرد! چرا اين چنين نباشد؟ در صورتى كه او، كسى است كه؛ بدعاى حضرت حجّة عليه السّلام متولّد شده! و آن جناب،
[١] أمالى صدوق: ٦٧.