تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٤٥ - در باره«اهدنا الصراط المستقيم»
در باره «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ»
(١) إمام عليه السّلام فرمود: در [اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ] ميگوئيم:
بر ما، توفيقت را إدامه بده! آنچنان كه، در روزگار پيشينمان، ترا اطاعت كرديم! تا همچنان، بروزگار آينده خود، ترا اطاعت كنيم!.
و [صراط مستقيم]، خود، دو صراط است: راهى در دنيا، و راهى در آخرت. و أمّا؛ راه مستقيم دنيا؛ همان كوتاهى از غلوّ![١] و از بين بردن تقصير است! و (شخص،) آنچنان پايدارى و استقامت ورزد كه؛ بچيزى از باطل، گرايش پيدا نكند. و راه ديگر؛ راه مؤمنين به بهشت است! كه خود، (راهى است) مستقيم- از بهشت بآتش و غير آتش عدول نكنند- جز راه بهشت (راه ديگرى نپويند)!.
(٢) و إمام صادق عليه السّلام، در [اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ] فرمود:
ميگوئيم: ما را بصراط مستقيم، إرشاد فرما! يعنى؛ به لزوم و پيوستگى راهى كه؛ بدوستى و حبّ تو، منجر شود! و به (سراى جاودان) بهشت و (رضوانت) برساند! و مانع پيروى هوى و هوس ما گردد! [كه اگر پيروى كنيم، پوچ و نابود شويم!] و مانع از اتّخاذ آراء (شخصى) ما گردد! [كه اگر اتّخاذ كنيم، بهلاكت رسيم!] آنگاه؛ فرمود: البتّه! هر كه؛ پيرو هوايش شد! و برأى خويش، با ديده إعجاب نگريست! همانند مردى است كه؛ شنيدم [مردم پست!] او را ببزرگى ياد ميكنند و وصفش مينمايند! مايل ديدار او شدم، بنحوى كه مرا نشناسد، تا مقدار و منزلتش را ببينم. باين
[١] غلوّ، در جايى است كه؛ إنسان، از حدّ معيّن خودش تجاوز كند! مثلا: چيزى بگويد و إظهار كند كه از ناحيه معصومين نرسيده باشد. چنان كه؛ در باره غاليان، إمام باقر عليه السّلام فرمود:
« گروهىاند كه؛ در باره ما، چيزى قائلاند كه ما، راجع بخودمان قائل نيستيم! پس؛ آنها از ما نيستند و ما از آنها نيستيم!» كافى، جلد ٢ صفحه ٧٥ و زمينه تفسير قرآن، صفحه ٦٩.