تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٢٠ - در باره بسم الله الرحمن الرحيم

پياپى، غم و اندوه، بر من ميرسد. نتيجة؛ ظنّ و گمانم مختلف است!.

(١) إمام سجّاد عليه السّلام باو فرمود:

زبانت به كام خويش، دركش! تا مالك برادران و دوستانت گردى.

زهرى گفت: يا ابن رسول اللَّه! آنچه از سخنم متبادر در (ذهن) است! بآنان نيكى و إحسان، بجا مى‌آورم.

إمام سجّاد عليه السّلام باو فرمود: هيهات! هيهات! بر حذر باش! كه بآن، در خويشتن بشگفت آئى! و بر حذر باش! بسخنى لب باز نكنى، كه انكارش بدلها سبقت دارد! اگر چه؛ پوزش و اعتذار آن، بنزد خودت مهيّا است. پس؛ چنين نيست كه؛ بگوش (و دل) هر كس كه؛ بيميلى و إنكار، داخل كنى، از حيث پوزش و اعتذار همچنان) در وسعت باشى!.

آنگاه فرمود: اى زهرى! كسى كه؛ عقلش از كاملترين چيزى كه در او است نباشد! نابودى وى، از ساده‌ترين چيز باشد، كه در او است.

سپس فرمود: اى زهرى! و چه مانعى دارد كه: مسلمانها را بمنزله خاندان خويش قرار دهى؟ [بزرگشان را بجاى پدرت! و كوچكشان را بجاى فرزندانت! و همسال خويش را- از آنان- بجاى برادرت!] در اين صورت؛ بكداميك از اينها، ميل ظلم و ستم دارى؟! و بكداميك از اينها، به بدخواهى، متمايلى؟! و خواهان پرده‌درى كداميك از اينهائى!؟ و اگر؛ إبليس- كه از رحمت خدا، بدور باد!- إظهار كند كه؛ تو از يكى از قبله‌گرايان، برترى!، نگاه كن ببين! اگر كه از تو بزرگتر است، بگو: تحقيقا؛ بايمان و عمل صالح، از من سبقت گرفته، پس؛ او بهتر از من است. و اگر از تو كوچكتر بود، بگو: بگناهان و معاصى، از او، پيش افتاده‌ام! پس: او بهتر از من است. اگر؛ همسنّ و سال تو بود، بگو: من، از گناه خويش بر يقينم و از كار او، در شكّ!، چرا يقينم را بشكّم رها كنم!؟. و اگر ديدى كه؛ مسلمانها تعظيم و تكريمت ميكنند! و ترا ببزرگى ياد ميبرند، بگو: اين، (از جانب خدا،) فضلى است كه بآن پرداختند!. و اگر؛ از آنها كناره‌گيرى و جفا ديدى، بگو: اين، بخاطر گناهى است، كه پديد آوردم. و براستى؛ اگر چنين كارى از