تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ١٦ - در باره بسم الله الرحمن الرحيم

(١) و إمام صادق عليه السّلام فرمود:

و چه بسا! برخى از شيعيان ما، در آغاز كار، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌] را (فراموش كند و) واگذارد! نتيجة؛ خدا بگرفتارى و بلا، دچارش كند[١] براى اينكه؛ آگاه و بيدارش سازد! تا شكر و ثناى او بجاى آورد. و در آن گرفتارى و بلا، لكّه ننگ و تقصير و كوتاهى او را- بهنگام ترك [بسم اللَّه‌]- از او، بزدايد!. (همچون؛ داستان زير:) هر آينه؛ عبد اللَّه بن يحيى، بحضور أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شد. و در مقابلش صندلى بود، أمير المؤمنين عليه السّلام باو دستور نشستن داد، و او هم، روى آن نشست. (ناگهان)؛ صندلى، كج شد! و با سرش (بزمين) فرود آمد! و (سرش شكست) و استخوان سرش اندكى نمايان شد! و خون، جارى گشت!. أمير المؤمنين عليه السّلام، دستور آب داد. آوردند و خون را از او شست. آنگاه فرمود: نزديك من بيا. نزدش آمد.

دست خويش بر آن (زخمى) كه؛ استخوانش نمايان بود، گذاشت. از درد آن، بيتاب شد!.

و بر آن، دست ماليد و آب دهان انداخت. بمجرّد اين كار، زخمش خوب شد! آنچنان كه گوئى- أصلا!- جراحتى باو نرسيده است.

أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اى عبد اللَّه! حمد و ستايش! براى خداوندى است كه؛ پاك كردن گناه شيعيان ما را- در دنيا- به رنج و محنتشان قرار داده است! تا فرمانبرى و طاعت آنان را، برايشان، بى‌آلايش و سالم گرداند! و مستحقّ أجر و ثواب آن گردند.

عبد اللَّه بن يحيى گفت: يا أمير المؤمنين! آيا براستى؛ ما بگناهانمان مجازات نميشويم، جز در دنيا؟! فرمود: آرى! (همين طور است). آيا؛ نشنيدى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود:

«دنيا، زندان مؤمن است! و بهشت كافر!»


[١] در نسخه‌اى چنين است:« دچارش نمود»