تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ١٠ - نسيمى از طره دوست!

أمير المؤمنين عليه السّلام به حارث همدانى فرمود:

إنّ دين اللَّه لا يعرف بالرّجال، بل بآية الحقّ، فاعرف الحقّ تعرف أهله.

يا حار! إنّ الحقّ أحسن الحديث و الصّادع به مجاهد.[١] براستى كه؛ دين خدا، به شخصيّتها شناخته نميشود، بلكه؛ (معرفت آن) با نشانه حقّ (و حقيقت) است. بنا بر اين؛ حق را بشناس تا أهلش را بشناسى.

اى حارث همدانى! براستى كه حق، بهترين حديث (و گفتگو) است! و روشنگر آن، مجاهد (راه خدا) است.

واقعا چنين است!. بين جمعيّتى كه؛ در أثر حجابهاى گوناگون، راه درك حقايق و معنويّات برويشان بسته شده، چگونه ميتوان صريح و آشكارا سخن از حقّ و باطل، بميان نهاد! و بروشنگرى پرداخت؟ آرى آسان نيست!.

براى تشخيص حقّ و باطل و داورى صحيح، پيامبر أكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود:

أنظروا فيه بقلوب معتقدة لإنصاف، يهدكم اللَّه‌[٢] در آن، با دلهاى معتقد بإنصاف بنگريد، خدا، شما را هدايت ميكند.

و هر گونه برهان و استدلال و قضاوت، بر اين پايه استوار است و باين أصل بديهى بر ميگردد.

بعد از آنكه با معيار و ميزان حق، أهلش را شناختيم، ميتوانيم باو در حدّ خودش اعتماد كنيم.

پس؛ طبق فرمايش إمام صادق عليه السّلام: «باين علمتان نگاه كنيد كه از چه كسى ميگيريد»[٣] اين مسير، مسير طبيعى و فطرى دريافت حقايق و دين الهى است.

فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ‌


[١] أمالى طوسى، جلد ٢ صفحه ٢٣٩.

[٢] إحتجاج، جلد ١ صفحه ١٨.

[٣] بصائر الدّرجات، جزء أوّل، صفحه ١٠ و كافى، جلد ١ صفحه ٣٢.