نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه

نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٨٩

امكان نجات او بطور كاملا صحيح و سالم (مصلحت صددرصد) مجوّز عدم اقدام براى نجات يك انسان يك پا (مصلحت ناقص) و تماشاى خورده شدن او توسّط كوسه نخواهد بود؟ به نظر مى‌رسد پاسخ روشن است.

قضاوت و حكم عقل در اين دو مثال درواقع بر مبناى يك قاعده كلّى است كه مورد قبول و اذعان عقل است؛ همان قاعده‌اى كه مقدّمه سوّم استدلال ما را تشكيل مى‌دهد: «هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازم و ضرورى در حدّ مطلوب و ايده‌آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك‌ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد.» و بحث فعلى ما هم درواقع يكى از مصاديق و نمونه‌هاى همين قاعده كلّى است. مصلحت وجود حكومت، يك مصلحت ضرورى و غير قابل چشم‌پوشى است. حدّ مطلوب و ايده آل اين مصلحت، در حكومت معصوم عليه السّلام تأمين مى‌شود. امّا در زمانى كه عملا دسترسى به معصوم و حكومت او نداريم و تأمين اين مصلحت در حدّ مطلوب اوّلى و ايده‌آل ميّسر نيست آيا بايد دست روى دست گذاشت و هيچ اقدامى نكرد؟ و يا اين‌كه على رغم امكان تحصيل مصلحت نزديك‌تر به مصلحت ايده‌آل مجازيم كه از آن چشم‌پوشى كرده و به مصالح مراتب پايين‌تر رضايت دهيم؟ حكم عقل اين است كه به بهانه عدم دسترسى به مصلحت ايده‌آل و مطلوب حكومت، نه مى‌توان از اصل مصلحت وجود حكومت بطور كلّى صرف‌نظر كرد و نه مى‌توان همه حكومت‌ها را على رغم مراتب مختلف آنها يكسان دانست و رأى به جواز حاكميت هريك از آنها بطور مساوى داد بلكه حتما بايد بدنبال نزديك‌ترين حكومت به حكومت معصوم و نزديك‌ترين مصلحت به مصلحت ايده‌آل باشيم.