نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه

نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٨٨

دهيم يا شش نفر را نجات دهيم يا پنج نفر را و يا آن‌كه فقط براى نجات جان يك نفر اقدام كنيم و به هر حال در صورتى كه نجات جان همه ممكن نباشد آن‌چه ضرورت دارد اصل اقدام براى نجات است امّا على رغم امكان نجات جان همه هفت نفر باقى مانده، تفاوتى نمى‌كند كه براى نجات جان همه هفت نفر اقدام كنيم يا اين‌كه مثلا فقط جان دو نفر يا حتّى يك نفر را نجات دهيم؟ و يا اين‌كه قضاوت و حكم قطعى عقل اين است كه اگر نجات جان همه ده نفر (مصلحت تام و كامل) ممكن نيست بايد براى نجات جان همه هفت نفر باقى مانده (نزديك‌ترين مرتبه به مصلحت تامّ و كامل) اقدام كنيم و مجاز نيستيم حتّى يك نفر را كنار بگذاريم؛ تا چه رسد به اين‌كه بخواهيم مثلا پنج يا شش نفر ديگر را هم به حال خود رها كنيم و براى نجات جان آنان هيچ اقدامى ننماييم؟ مسلّم است كه قضاوت و حكم قطعى عقل همين گزينه سوّم خواهد بود و هيچ گزينه ديگرى از نظر عقل قابل‌قبول نيست.

و يا فرض كنيد انسانى در دريا مورد حمله كوسه واقع شده و ما اگر براى نجات جان او هم اقدام كنيم قطعا كوسه يك يا دو پاى او را قطع خواهد كرد و خلاصه اگر هم موفّق شويم او را نجات دهيم حتما دچار نقص عضو خواهد شد.

سؤال اين است كه در اين صحنه عقل ما چه حكمى مى‌كند؟ آيا مى‌گويد چون بالاخره نمى‌توانيم او را كاملا صحيح و سالم بيرون بياوريم بنابراين ديگر لازم نيست كارى انجام دهيم بلكه كافى است بنشينيم و تماشا كنيم چه پيش مى‌آيد؟ يا عقل هر انسان عاقل و باوجدانى قطعا حكم مى‌كند كه گرچه يقينا يك يا دو پاى او قطع مى‌شود و دچار نقص عضو خواهد شد امّا به هر حال بايد براى نجات جانش اقدام كرد و عدم‌