نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٨٧
غير واقعبينانه، موجبات فساد و تفويت مصالح جامعه را فراهم كنند. اما فردى كه معصوم است همانطور كه گفتيم به علّت برخوردارى از ويژگى عصمت، نه مرتكب گناه مىگردد و نه دچار اشتباه در فكر و عمل مىشود. از طرف ديگر در جاى خود و در علم كلام بحث مىشود كه ويژگى عصمت نيز ريشه در علم و بصيرت كامل و وافرى دارد كه معصوم عليه السّلام از آن برخوردار است. بنابراين به تعبيرى مىتوان معصوم را انسان كاملى دانست كه با برخوردارى از عقل و علمى كه در سر حدّ كمال است عمدا و سهوا در دام هيچ گناه و اشتباهى گرفتار نمىشود. با چنين وضعى عقل هر عاقلى تصديق خواهد كرد كه حكومت چنين فردى داراى تمامى مزاياى يك حكومت ايدهآل و مطلوب خواهد بود و بالاترين مصلحت ممكن را براى جامعه تأمين و تحصيل مىنمايد.
مقدّمه سوّم اين استدلال شايد به تعبيرى مهمترين مقدمه آن باشد.
براى توضيح اين مقدّمه بهتر است از يكى، دو مثال استفاده كنيم:
فرض كنيد ده نفر انسان، آن هم انسانهاى ممتاز و برجسته كه وجود هر يك براى جامعه بسيار مفيد و مؤثّر است در حال غرق شدن هستند و ما اگر با همه امكانات و تجهيزات و افراد نجات غريقى كه در اختيار داريم وارد عمل شويم فقط مىتوانيم جان هفت نفر از آنها را نجات دهيم و سه نفر ديگر غرق خواهند شد. در چنين وضعيتى عقل سليم چه حكمى مىكند؟ آيا مىگويد چون نجات جان همه اين ده نفر ممكن نيست و سه نفر آنان قطعا غرق خواهند شد، ديگر لزومى ندارد شما دست به هيچ اقدامى بزنيد؟ يا مىگويد اگر نجات جان همه ممكن بود البتّه بايد براى نجات جان همه ده نفر اقدام كنيم امّا اگر نجات جان همه ده نفر ممكن نبود در مورد هفت نفر باقى مانده تفاوتى نمىكند همه هفت نفر را نجات