نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٦٥
در دست بگيرد قانونى و مشروع خواهد بود چه بايد كرد؟ زيرا بديهى است كه يك حكومت عملا نمىتواند دهها و صدها رئيس در عرض هم داشته باشد كه هر كدام مستقلّا رياست حكومت را بر عهده داشته باشد و روشن است كه چنين حكومتى به هرجومرج منجر خواهد شد؛ پس حتما بايد يكى از آنان انتخاب شود. امّا چه كسى و چه مرجعى بايد اين يك نفر را تعيين كند؟ در اينجا كسانى اظهارنظر كردهاند كه حق انتخاب و تعيين اين يك نفر با مردم است. يعنى در زمان غيبت، نقش مردم در حكومت بسيار بيشتر و پررنگتر از زمان حضور امام معصوم عليه السّلام است.
در زمان حضور، مشروعيت امام معصوم از طرف خداست و تعيين شخص هم از جانب خداست و فقط تحقق و استقرار حكومت معصوم بستگى به قبول و پذيرش مردم دارد امّا در زمان غيبت، دو مرحله از مجموع اين سه مرحله، با انتخاب و رأى مردم است. يعنى مشروعيت فقيه از طرف خداست و ربطى به قبول يا عدم قبول مردم ندارد امّا هم تعيين شخص و مصداق آن و هم تحقّق و استقرار حكومتش بسته به رأى و انتخاب مردم است. بنابراين مىتوان گفت در باب نقش مردم در حكومت اسلامى در زمان غيبت و نظام ولايت فقيه سه نظر وجود دارد:
١- نظرى كه معتقد است اصل تشريع حكومت و حاكميت فقيه از طرف خدا و امام زمان عليه السّلام است؛ تعيين شخص و مصداق آن هم بايد به نوعى به امام زمان عليه السّلام انتساب پيدا كند، امّا تحقّق عينى و استقرار حكومتش بستگى به قبول و پذيرش مردم دارد.
٢- نظرى كه معتقد است اصل مشروعيت حكومت و حاكميت فقيه در زمان غيبت به نصب عام از طرف خدا و امام زمان عليه السّلام است اما تعيين شخص آن و همچنين تحقّق و استقرار حكومتش بسته به رأى و انتخاب مردم است.