نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٥٦
مثل زمان ما كه امام معصوم عليه السّلام در ميان مردم و جامعه نيست.
امّا نسبت به زمان حضور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله ظاهرا بين مسلمانان هيچ اختلافى نيست كه مشروعيت حكومت آن حضرت هيچ ارتباطى با نظر و خواست مردم نداشته است بلكه مشروعيت آن صرفا از طرف خداوند متعال بوده و خداوند شخصا و بدون آنكه نظر مردم و تمايل آنها را خواسته باشد همانگونه كه آن حضرت را به پيامبرى برگزيد حق حكومت را نيز به ايشان عطا فرموده است. چه مردم بپذيرند و چه نپذيرند، حاكم بر حق و قانونى، شخص رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله بوده است و اگر هم مردم حكومت ايشان را نمىپذيرفتند تنها اين بود كه آن حكومت تحقّق پيدا نمىكرد نه اينكه مشروعيت پيامبر براى حكومت و حق حاكميتى كه خداوند به آن حضرت داده بود نيز از بين مىرفت و باصطلاح، خداوند حكم رياست حكومت و حاكميتى را كه علاوه بر پيغمبرى براى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله صادر كرده بود بخاطر عدم قبول و پذيرش مردم پس مىگرفت و لغو مىكرد. يعنى پيامبر اكرم دو منصب جداگانه از طرف خداوند داشت: يكى منصب پيامبرى و ديگرى منصب حكومت؛ و همانطور كه اگر مردم پيامبرى آن حضرت را نمىپذيرفتند و انكار مىكردند اين باعث نمىشد كه خداوند، پيامبرى پيامبر را لغو كند و آن حضرت ديگر پيامبر نباشد، در مورد منصب حكومت آن حضرت نيز مسأله به همين صورت است.
همچنين در مورد اينكه مردم چه نقشى در حكومت رسول خدا داشتند، باز هم ظاهرا جاى هيچ ترديد و اختلافى نيست كه مردم نقش اساسى را در تحقّق حكومت داشتند. يعنى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله حكومتش را با استفاده از هيچ نيروى قاهرهاى بر مردم تحميل نكرد بلكه عامل اصلى